[su_frame align=”center”]timthumb[/su_frame]

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- امروز از لنگرود به رشت می‌آمدم که خانمی وسط راه به راننده تاکسی گفت، اگر کولر روشن نمی‌کنید، پیاده شوم. این خانم از شدت گرما حاضر بود وسط اتوبان آستانه زیر سه تیغ آفتاب ظهر پیاده شود اما با راننده ای که حاضر نیست در این گرمای بی‌سابقه کولر روشن کند، همراه نشود.
روزانه حجم بالایی از مسافران به وسیله تاکسی‌های خط کناره از شرق گیلان و غرب گیلان به مقصد رشت می آیند و برمی‌گردند. اما تابستان امسال شاید برای این عده سال سخت و مشقت‌باری بود. هر چند آمار رسمی در این باره وجود ندارد اما بسیاری از مسافران هر روزه و حتی رانندگان معتقدند که تعداد روزانه مسافران رشت به شدت کاهش پیدا کرده است. قطعا عمده ترین دلایل این کاهش، به گرمای بالای ۳۰ درجه و تاکسی‌های بی کولر مربوط شود.
همین مسئله در مورد سیستم حمل و نقل مرکز استان هم وجود دارد. امکان ندارد در روز از تاکسی استفاده کنید اما با مجادله مسافران با رانندگان درباره کولر مواجه نشوید. برخی از رانندگان مدعی هستند که به دلیل گازسوز بودن، ماشین آنها کشش استفاده از کولر را ندارد. آنها هم که بنزین استفاده می‌کنند، معتقدند که مصرف ماشین بالا می‌رود.
نکته جالب اینجاست که ما سالها است که مدعی گردشگری هستیم و استراتژی توسعه استان را بر مبنای توسعه گردشگری برنامه ریزی کرده‌ایم اما هنوز در بدیهی ترین مسائل و موارد خلاء و کمبودهای زیادی داریم.
فصل تابستان فصل پیک مسافر برای استان ما است؛ استانی که به قدوم مبارک گردشگران دل بسته تا به اعتلای اقتصادی دست یابد. اما سوال اینجاست، مادامی که خود ما گیلانی‌ها در ایاب و ذهاب و رفت و آمد خود با مشکل مواجه‌ایم، چطور به گردشگر دل بسته‌ایم؟ اصلا برای چه چیز باید گردشگر بیاید؟ کدام گردشگر حاضر است به شهری سفر کند که سیستم حمل و نقل عمومی اش بدون هیچ نظارت و بی هیچ برنامه ای مدیریت می‌شود.
همین مورد کوچک که ممکن است به عقیده بسیاری در صنعت گردشگری یک جزئیات بی‌اهمیت به نظر برسد، نشان می‌دهد که تفکر مسئولین ما طی این سال‌ها نه تنها یک تفکر توسعه‌نگر نبوده بلکه فاصله زیادی از آنچه ادعا می‌شود، داریم. و گاهی آدم از شنیدن این آمارها شرم می‌کند که مثلا گیلان رتبه اول گردشگری در ایام عید را کسب کرد.
متاسفانه مشکلی که ما با آن روبرو هستیم تنها مسئله سوءمدیریت نیست، بلکه متاسفانه باید اعتراف کرد که ذهنیت مدیران ما فاصله زیادی از مفهوم توسعه دارد. ما نمی‌توانیم از توسعه گردشگری حرفی به میان آوریم درحالیکه هنوز به زیرساخت‌های لازم آن فکر نکرده ایم. ما نمی‌توانیم از توسعه حرف بزنیم، مادامی که خود از شخصیت توسعه‌ برخوردار نیستیم. گردشگری یک صاحت تک بعدی نیست و یک ارتباط زنجیروار با حوزه های دیگر دارد. اما این ارتباط در استان ما کجا دیده می‌شود؟ چندبار پیش آمده مثلا مدیرکل میراث به طور مثال با مدیرعامل سازمان حمل و نقل جلسات مشترک داشته باشد.
بی دلیل نیست که کیش به عنوان ۵ اولویت‌ اول گردشگری مردم ایران محسوب می‌شود در حالیکه صادقانه باید اعتراف کنیم که گیلان جزو ده اولویت گردشگری هم نیست. به این دلیل که ناظران تاکسی‌رانی کیش به هیچ وجه اجازه نمی‌دهند راننده ای با کولر خاموش مسافران را جا به جا کنند. اما اگر در گیلان راننده‌ای کولر روشن کند، جای تعجب دارد. فقط هم بحث تاکسی‌رانی و کولر نیست بلکه همه چیز آنها بر مبنای یک استراتژی و ساختار منسجم برنامه ریزی شده است. شما نمی‌توانید ماشین خود را اگر کثیف باشد بیرون بیاورید وگرنه راهنمایی و رانندگی کیش ماشین شما را به پارکینگ منتقل میکند. چراکه یک شهر گردشگری باید از هر لحاظ تمیز و زیبا به نظر برسد. شما حق بوق زدن با ماشین را ندارید زیرا شهر نباید آلودگی صوتی و مزاحمت داشته باشد. هر ساعت از شبانه روز هر نقطه از شهر باشید؛ تاکسی پیدا می‌شود زیرا تاکسی‌ها وظیفه دارند که ۲۴ ساعته در شهر چرخ بزنند و حق توقف را ندارند. تمام این جزئیات کوچک است که یک مقصد گردشگری را مثل کیش جذاب می‌کند اما جایی مثل گیلان را نه.