رشت رویایی، آرش رجبى- مى خواهم مطلبم را با پرسشى ساده از مهندسین کشاورزى گیلان آغاز نمایم: آیا مى دانید نظام مهندسى استان کجاست؟

هفته قبل جهت عضویت در نظام مهندسى کشاورزى از خانه خارج شدم. قدم زنان از خیابان تختى به چهارراه گلسار رفتم و آنجا سوار تاکسى شدم تا براى نخستین بار به به این اداره بروم. وقتى تاکسى حرکت کرد، از راننده پرسیدم: مى خواهم به ساختمان نظام کشاورزى بروم! از گره خوردن ابروهایش پنداشتم پرسشم برایش تعجب آور است.

پرسید: نظام مهندسى ساختمان دیگر؟ و پاسخ من تکرار پرسشم بود! “نظام مهندسى کشاورزى”، نه “ساختمان”!

راننده که انگار هنوز مبهوت پرسشم بود ادامه داد: فکر مى کنم اشتباه سوار شده اى جوان. در این مسیر چنین ساختمانى و چنین اداره اى وجود ندارد!
حالا این من هستم که تعجب تمام وجودم را فرا گرفته! آخر آدرس نظام را از دو نفر از دوستانم که عضوش هستند گرفته بودم.

راننده ى باحال داستان ما، از سه مسافر دیگر که در تاکسى نشسته و به دیالوگ هاى ردوبدل شده بین من و وى گوش فرا مى دادند پرسید: رفقا! آیا شما تابحال نام این سازمان به گوشتان خورده!؟

دو نفر که تقریبن سن و سال بالاترى نسبت به بقیه داشتند خیلى سریع پاسخ منفى داشتند. دیگرى هم گفت: من خودم مهندس کشاورزى هستم. اما تا کنون اسم چنین سازمانى به گوشم نخورده است.

بالاخره آن روز، هر طور شده، پرسان پرسان آدرس را پیدا کردم اما پرسشى بزرگ در ذهنم تداعى شد: علت این همه مهجور ماندن سازمانى که مهمترین رکن اشتغال زایى و درآمدزایى مردم استان است چیست؟

مگر نه این که گیلان را با برنج و چایش مى شناسند؟

مگر نه این که کشاورزى با خون و زندگى مردم گیلان عجین است؟

مگر مى توانى گیلان را بدون کشاورز و کشاورزى متصور شوى!؟

و در انتها یک پرسش ویژه از شما مهندس محترم کشاورزى استان. بله! خودِ شما: آیا مى دانید نظام مهندسى کشاورزى استان گیلان کجاست!؟

انتشار اخبار و یادداشت‌های دریافتی به معنای تائید محتوای آن نیست و صرفاً جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می‌شود.