[su_frame align=”center”]57389161[/su_frame]

مجتبا پورمحسن: نامه‌ی انتقادی دکتر ثابت قدم به دکتر حسنی، نماینده‌ی رشت در مجلس شورای اسلامی واکنش‌های زیادی را به همراه داشت این نامه اگرچه باعث آزردگی اصلاح طلبان شد، اما چهره‌های پخته‌ی اصلاح طلب همچون احمد رمضانپور نرگسی تلاش کردند ضمن ابراز آزردگی خاطر خود، فضا را آرام کنند و به خروجی‌های حاصله از اقدامات اجرایی احترام گذاشته و در عالم واقعیات از دو قطبی‌سازی پرهیز کنند.

کاری به درست یا غلط بودن نامه ثابت‌قدم به حسنی ندارم، اما در این بین واکنش برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب عجیب و البته قابل تأمل به نظر می‌رسد. به جز چند چهره‌ی جوان که به قصد جلب حمایت اصلاح‌طلبان در انتخابات پیش روی شورای اسلامی شهر، کاسه داغ تراز آش شده‌اند، عده‌ای نیز از سر ناراحتی به حمایت از آقای حسنی برخاسته‌اند. البته نظر همه‌ی این افراد مهم است و حق اعتراض، موهبتی است که باید در اختیار تمام افراد جامعه قرار بگیرد.

روی سخن من با کسانی چون اسحاق راستی، از چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب است که خیلی شفاف، خود و اندیشه خود را معیار اصلاح‌طلبی قرار داده‌اند. بنده احترام زیادی برای آقای راستی قائلم اما نمی‌دانم بر اساس کدام تفکر اصلاح‌طلبی، شخص ایشان و طرز فکرشان یا شخص حسنی خط قرمز اندیشه اصلاح‌طلبی محسوب می‌شوند.
همان‌طور که پیش از این گفته‌ام نه اصلاح‌طلبم نه اصولگرا، نه اعتدال‌گرا و نه حتی مستقل، چون اساساً سیاستمدار نیستم اما در همه‌ی انتخابات‌ها به چهره‌های اصلاح‌طلب رأی داده‌ام.

اتفاقاً بنده نیز در انتخابات (البته در دور دوم) به آقای حسنی رأی دادم، اما نه به خاطر خودش بلکه به خاطر اندیشه‌ای که از شخص ایشان نه، از هرکسی که در برهه انتخابات مورد اجماع قرار می‌گرفت، حمایت می‌کرد. از رأی دادن به آقای حسنی هم به تازگی پشیمان نشده‌ام چند ماه قبل این پشیمانی به سراغم آمد و فکر کردم کاش یک چهره‌ی دیگر در لیست امید قرار می‌گرفت. با این حال ایشان به عنوان نماینده مردم رشت، نماینده تمام کسانی است که به او رأی داده‌اند یا رأی نداده‌اند و یا رأی داده‌اند و پشیمان نشده‌اند. شخصیت حقوقی آقای حسنی قابل احترام است، اما غیرقابل انتقاد نه! اما شخصیت حقیقی نه! نه حسنی و نه راستی، حتا چهره‌های برجسته ملی موسوم به اصلاح‌طلب نیز مطلقاً حق ندارند اندیشه اصلاح طلبی را منحصر به خود بدانند.

اما از آنجایی که اسحاق راستی خواسته همه نظر شفاف خود را بیان کنند، لازم دانستم به ایشان عرض کنم که قطعاً مردم امروز به چهره‌هایی که از اصلاح طلبی فقط گذاشتن عکس خاتمی روی پروفایلشان را بلدند و حتا نمی‌توانند به صورت مسالمت آمیز با همفکران خود دور یک میز بنشینند و نیم ساعت بدون منم منم حرف بزنند.

قطعاً اصلاح‌طلبی به حفظ کردن چند جمله قصار از کارل پوپر و هابرماس منحصر نمی‌شود. بماند کسانی که نام این دو اندیشمند راهمزمان با هم به قصد فضل فروشی در داشتن اندیشه اصلاح‌طلبی به زبان می‌آورند نمی‌دانند که مبانی اندیشه این دو چهره ۱۸۰ درجه با مهم فرق دارد.

متاسفانه دوستان اصلاح‌طلب آرمان‌گرا که توانایی اداره یک هفته‌نامه را ندارند، هر بار که به قدرت نزدیک می‌شوند به راحتی تجربیات تلخ انتخابات سال‌های ۸۱ و ۸۴ را از یاد می‌برند. آنها فراموش می‌کنند که بی عملی‌شان در آنها سال‌ها چگونه با واکنش منفی مردم مواجه شد.

آقای راستی همان‌طور که خواستید شفاف می گویم، مردم اصلاح‌طلبی عملگرا را به اصلاح‌طلبی سخنران‌ها خیلی خیلی ترجیح می‌دهند. اگر شما سه سال است به عشق اندیشه اصلاح طلبی حرف می‌زنید، ثابت‌قدم در دو سال گذشته سعی کرد، در عمل اصلاح طلب باشد. ثابت قدم بر عکس شما و بعضی همفکرانتان غرق در واگویه سخنان بزرگان اصلاحات چشمش را به واقعیت نمی‌بندد و بر این باور است که توسعه اقتصادی زیر بنای اصلاح است و برای توسعه اقتصادی باید زیربناها را آماده کرد. ثابت قدم شهردار اصلاح‌طلبان نیست، اگر چه اندیشه فرا اصلاح طلبی داشته باشد. او شهردار شهری است با جمعیت قریب به یک میلیون نفری که درصدی از آن اصول گرا، درصدی اصلاح طلب و درصدی مستقل هستند. از این مهم‌تر ثابت قدم شهردار مردمی است که به جای حرف، دنبال عمل هستند و از افاضات تکراری خسته شده‌اند.

آقای راستی بنده به شما علاقه دارم اما به عنوان یک برادر کوچک توصیه می‌کنم چشمانتان را بمالید و واقع بین‌تر باشید. مردم از این بحث‌ها خسته‌اند، مردم شهردار عمل گرا می‌خواهند. دوست ندارم این را بگویم اما من چون سیاستمدار نیستم و تلاش می‌کنم واقع بین باشم این حقیقت را که به آن رسیده‌ام کتمان نمی‌کنم که مردم شهردار عملگرای اصول گرا را به شهردار بی‌عمل اصلاح‌طلب، و قطعاً شهردار عملگرای فرا اصلاح طلب (توسعه گرا) همانند ثابت قدم را به هر دو ترجیح می‌دهند.