[su_frame align=”center”]glasses[/su_frame]

رشت رویایی، مجتبا پورمحسن- فکر می کنم آدم­های هشت اخیر (از زمان ساخت اولین عینک) اولین بار که از دیگری ـ احتمالا پدر یا مادرـ درباره ی کارکرد عینک پرسیدند، شنیدند عینک وسیله ای است که کسانی که چشم شان ضعیف است از آن استفاده می کنند تا بتوانند بهتر ببینند. بعد هم احتمالا هشدار می دادند که اگر زیاد جلو‌ی تلویزیون بنشینی، اگر زیر نور کم کتاب بخوانی، تو هم مجبور می شوی عینک بزنی. اما در طول سالها مفهوم عینک و کارکرد هایش دچار دستخوش تغییراتی اساسی شد. مروری داریم بر این کارکردها.

۱ـ­ ضعف بنیانی: اتو­کشیده ترین تعریف عینک همانی است که به خاطرش اساسا ساخته شد، یعنی وسیله ای برای برطرف کردن ضعف بینایی. در این تعریف اگر چه عینک کارکردی مثبت دارد اما دلالت آن بر یک ضعف، ماهیتی منفی به آن می داد.

۲ـ سواد: درست است که وقتی بچه بودیم به ما می گفتند از تلویزیون فاصله بگیریم تا چشمانمان ضعیف نشود؟ اما خیلی زود روایت پرطرفدار از دلایل ضعیف شدن چشم، سرو شکلی به ماهیت عینک داد. انسان همانقدر که بلد است نقطه قوتش را به دست خودش به پاشنه آشیل تبدیل کند همانقدر نیز از این توانایی برخوردار است که ضعف هایش را به نقطه قوت تبدیل کند. دیری نگذشت که با بالا رفتن آمار عینک روی بینی تحصیلکرده ها، این ابزار دلالتی بر سواد شد.

هر که بامش بیش برفش بیشتر، به عبارتی هرکس زیاد می خواند و در نتیجه زیاد می داند، چشمانش زودتر و شاید بیشتر ضعیف می شود و عینک می زند. این رابطه دال، دلالت و مدلول جدید سبب شد که عینک به بخشی از طراحی چهره‌ی بازیگران نقش آدم­های با سواد تبدیل شود. نویسندگان، اساتید، روشنفکران و تمام کسانی که با کتاب و مطالعه سروکار دارند در این دسته بندی قرار می­گیرند.

اینکه چطور ضعف بینایی توانست کارکردی مثبت پیدا کند، نهفته در رویکردی اخلاقی به اصل علم و علم اندوزی دارد. گفتمان سانتی مانتال ـ اما به شدت واقعی ـ حاکم بر این ساختار مبتنی بر این گزاره است که عالم، معلم و کتابخوان برای تحصیل علم، آموزش علم و کسب سواد بخشی از وجود خود را ـ در اینجا بینایی ـ فدا می­کند و این معنایی مثبت به عینک می دهد.

۳ـ خوش تیپی: این عجیب­ ترین کارکردی است که به عینک تحمیل شد و حالا شاید اصلا عجیب به نظر نرسد. نه­، منظورم عینک ­های آفتابی و رنگی نیست که در آفتاب و برف بعضی ­ها در محیط بسته ـ به چشم می زنند. منظور البته عینک های طبی است که زمانی اسمش عینک مطالعه بود و بعد کم کم دیگر عینک خوش تیپی شد. عینکی با فریم چند ده میلیونی و با شیشه هایی که نمره شان صفر است و صرفا کارکردی تزیینی دارد. این کارکرد عینک هنوز همه گیر نشده، چون هنوز خیلی ها به رغم اینکه چنین تمایلی دارند، نمی توانند در آینه توی صورت­ شان، حقیقت تمایل­ شان را برای خودشان آشکار کنند. خوش تیپی و میل به خوش تیپی چیز بدی نیست!

۴ـ درس خوانی: این کارکرد کاملا متفاوت نتیجه اپیدمی یک واقعیت تلخ نسبت به تحصیل و علم اندوزی حداقل در سطح عامه مردم است. در بلبشوی نابرابری و عدم وجود شایسته سالاری، بیکاری تحصیلکرده ها و موضع نه چندان مساعد معیشتی اکثر معلم ها و اساتید، نوعی بدبینی و ناامیدی نسبت به نتیجه ی تحصیل و علم و مطالعه شکل گرفت که به استحاله ای در یکی از کارکردهای عینک منجر شد. سواد به درسخوانی و بی تعارف اگر بگوییم به خرخوانی تغییر وضعیت داد و حالا عینک در فیلم های ایرانی روی بینی کسانی قرار می گیرد که آدم های با هوشی نیستند و شاید از مرحله پرتند و نمی فهمند که تحصیل بدون ثروت در شرایط کنونی به درد لای جرز هم نمی خورد.

عینک در طول سالهای اخیر رقبای قدرتمندی داشته، اما هیچگاه قافیه را به آنها نباخته است. نه لنز و لیزر، هیچکدام نتوانستند به حاکمیت عینک و دست بالایش در این عرصه خدشه ای وارد کنند.

البته عینک برای مردم رشت، شهری که من درآن زندگی می کنم، کارکرد دیگری هم دارد. عینک، نام محله ای است در رشت که نامش بر گرفته از تالابی است که اگر از بالا به آن نگاه شود، شبیه عینک است. عینک رشت، بزرگ­ترین عینک جهان است قطعا!