عارف لرستانی: حال هنرمندان خوب نیست

نسرین بختیاری: عارف لرستانی از جمله بازیگرانی است که اولین آشنایی دیداری مردم با او و شناخته شدنش به همکاری با مجموعه نود شبی«ببخشید شما» و مهران مدیری باز‌می‌گردد.

عارف لرستانی: حال هنرمندان خوب نیست

او طی این سال‌ها با قرارگرفتن در قالب نقش‌های طنز ثابت کرده که به خوبی می‌تواند از پس تیپ‌های شخصیتی متفاوت بر بیاید. بازی او در سریال«قهوه تلخ» در نقش بلدالملک بار دیگر باعث شد این بازیگر با اصطلاح‌های ویژه‌اش بر سر زبان‌ها بیفتد. او اخیرا قراردادی در سریال«هست و نیست» بسته که هنوز به مرحله تصویربرداری نرسیده است.

لرستانی در گپ و گفتی با «بانی فیلم» درباره کار با تلویزیون و اینکه کار با کدام کارگردان برایش لذت بخش است، صحبت کرد. او به این اشاره کرد مدیری تنها کارگردانی است که بدون خواندن متن با او قرارداد می‌بندند.

ادامه و مشروح این گفت و گو را از نظر می‌گذرانید:

اوضاع کار در تلویزیون را چگونه می‌بینید؟
به طور کلی وضع اقتصاد و فرهنگ مناسب نیست و ورزشکاران و هنرمندان نیز با مشکل مواجه هستند. حال ما هنرمندان خوب نیست. گاهی در اینستاگرامم مطلب می‌گذارم و تماس می‌گیرند می‌گویند تند برخورد می‌کنید. وقتی کار نباشد، چه ممنوع الکار باشید یا کار نداشته باشید، تفاوتی ندارد. از چه چیز باید بترسم.

کارهایی هم که پیشنهاد می‌شود اصلا کیفیت خوبی ندارد. اگر هم با تلویزیون کار می‌کنم به این دلیل است که فراموش نشوم. امسال بین ۱۲ یا ۱۳ کار برای تنها دو کار قرارداد بستم. باقی کارهایی که پیشنهاد می‌شوند، اصلا خوب نیست و مشخص نیست افرادی که فیلمنامه می‌فرستند، از کجا آمدند و چه کسی هستند. از طرف دیگر دستمزدها به درستی پرداخت نمی‌شود. وقتی با تلویزیون کار می‌کنیم، امیدی به گرفتن پول نداریم بلکه تنها می‌خواهیم فراموش نشویم.

شما از آن دست بازیگرانی هستید که در نسل خودتان در عرصه طنز موفق ظاهر شدید، چرا نسبت به گذشته در عرصه طنز نتوانستیم موفق شویم و آیا تنها به کمبود بودجه باز‌می‌گردد؟
وقتی پول خوب بدهیم نویسنده، کارگردان و دیگر عوامل هم خوب هستند. مسأله این است که بودجه یا نیست یا نمی دهند. به عنوان مثال، یک قسط می‌دهند که شما تنها شروع کنید و دیگر باقی دستمزد را نمی‌دهند و ما نمی‌دانیم کار را ادامه دهیم یا متوقف کنیم. اگر بودجه کم باشد، ما قانعیم و به هر حال باید کار کنیم اما مسأله بر سر کمبود بودجه نیست بلکه سر فقدان بودجه است.

بسیاری از همکاران شما معتقدند فیلمنامه‌های طنز قوی نیست، علت را در چه می‌دانید؟
علت این است که با بسیاری از مسائل نمی‌شود شوخی کنیم. با هرکس شوخی کنیم، به او بر‌می‌خورد. با دکترا شوخی کردیم، تهدید کردند که تحسن می کنند و بعد رئیس آن زمان صداوسیما اول مقاومت کرد و بعد مسأله سیاسی شد و گفتند موضوع را فیصله دهید. مسأله این است که با هرکس شوخی می کنید آن را به شوخی ربط می دهد و می گوید شما در صحبت در خصوص مسائل سیاسی هستید.

با هیچکدام از اقشار جامعه مانند روحانیان، معلمان دکترها نمی‌شود شوخی کرد و دیگر کسی برای شوخی باقی نمی ماند. بسیاری از مسائل سانسور می‌شود و مردم هم تلویزیون نمی‌بینند. شاید حدود یکسال باشد که تلویزیون خودمان را ندیده باشم. من جزو افرادی بودم که خودم را موظف می‌دانستم تلویزیون ببینم تا آثار کارگردانان را بشناسم. آن قدر تلویزیون روی شبکه‌های خودمان نیست که حتی فوتبال‌های مهم را فراموش می‌کنم ببینم. کافی است نگاهی به تلویزیون بیندازید و می‌بینید دو نفر مجری و کارشناس نشسته‌اند و دائم با یکدیگر صحبت می‌کنند و عملی در کار نیست و انگار همه دانشمند هستند. این نوع برنامه‌ها بودجه چندانی نمی‌برد و تنها پول یک مجری می‌ماند که تصور نمی‌کنم کافی باشد و هر آنچه به دست می‌آورد هم عموما مربوط به برنامه‌ها و مراسم‌هایی است که در خارج از صداوسیما برگزار می‌شود.

شما هم کار جدی انجام دادید و هم طنز، کدام را بیشتر ترجیح می‌دهید؟
علاقه من به کار خوب است و اگر کار جدی خوبی پیشنهاد نشود، به این دلیل که تا به حال کار جدی انجام ندادم، قبول نمی‌کنم. معمولا کاری که با معیارهایم مطابقت داشته باشد و بهتر باشد را قبول می‌کنم.

شما جزو افرادی هستید که از پس تیپ‌سازی برآمدید و در این زمینه موفق بودید. در حال حاضر این اتفاق افتاده که بعد از دیدن یک شخصیت دوست داشته باشید آن را بازی کنید؟
این اتفاق نیفتاده که بگویم کاش این نقش را بازی می‌کردم اما در کار جدی این احساس را داشتم که می‌توانم این نقش را به خوبی بازی کنم.

دقیقا همان چیزی را که نوشته می‌شود، بازی می کنید یا در صحبت با کارگردان به تیپ جدیدی می‌رسید؟
کار طنز خیلی مبتنی بر بداهه است. ما معمولا چارچوب را حفظ می‌کنیم اما گاهی کلماتی به آن اضافه می‌کنیم. به عنوان مثال، در متن «قهوه تلخ» واژه‌ای به نام پدرسوخته وجود نداشت و من آن را به کار اضافه می‌کردم. گاهی پیشنهاد می دادم که این شخصیت همه جا عصبانی می‌شود، یک جا امکان مهربان شدنش وجود دارد. به یاد می‌آورم متن را خواندم به نویسندگان پیشنهاد دادم یک جا این بلدالملک رو به روی مستشار سکوت مطلق می‌کند و این سکوت کردن برای مستشار خیلی ترسناک است.

معمولا آنچه را به ذهنم می‌رسد، به کارگردان نمی‌گویم و به یکباره اجرا می‌کنم. وقتی اجرا می‌کنم معمولا کارگردان آن را می‌پذیرد. در تئاتر هم چیزی را که به ذهنم می‌ رسد، به کارگردان نمی‌گویم و بعد از اجرا کارگردان در خصوص خوب یا بد بودن آن نظر می‌دهد. کمتر اتفاق افتاده که کسی به من بگوید فلان کار را انجام ندهید. بازیگری نیازمند استعداد خدادادی است که انگار به طور مادرزادی در وجود ماست.

بازیگری مثل ساعتی است که باید در بدن بازیگر کوک باشد و اگر ناکوک باشد، بازیگر نمی‌شویم. به همین دلیل است که بعضی بزرگان بازیگری دنیا معتقدند هیچ کلاس بازیگری، کسی را بازیگر نمی‌کند. اگر ساعت بازیگری در بدن بازیگر کوک باشد، اتفاقاتی می‌افتد که می‌دانید در این لحظه چه کاری باید انجام دهید. چند وقت پیش، ۱۰ روز تئاتری تمرین کردیم که اجرا نشد. از بازیگر مقابلم خواستند یک دیالوگ را دوباره تکرار کنند اما می‌دانستم آن ساعت مورد نظر را در بدن خود ندارد و بازیگر خیلی بدی بود.

به یاد می‌‌آورم بازیگری سر قهوه تلخ داشتیم که یک بله قربان نمی‌توانست سر وقت بگوید. یکبار از من پرسید بازی من چه طور است و پاسخم این بود که چون پرسیدی می‌گویم که نه. همیشه آقای مدیری به من می‌گفت او نمی‌تواند دیالوگ بگوید و اگر نگفت شما صحنه را پر کن. حدود دو سال صحنه را پر کردم و او نمی‌توانست «بله قربان» را سر وقت بگوید. یک بازیگر دیگر دانشگاه رفته بود و انواع و اقسام کلاس‌های فیلمنامه نویسی را از سر گذرانده بود اما دیالوگ خود را نمی‌گفت. سربازها به من می‌گفتند اگر شما نظامی می‌شدی، سربازها جرأت نمی‌کردند به چشم شما نگاه کنند. اما پدرم نظامی بود و خیلی دوست داشت فرزندانش نظامی شوند.

در تیپ‌های نظامی مانند بلدالملک از شخصیت پدرتون کمک گرفتید؟
بله، کارشناس نظامی که سر «قهوه تلخ» آمده بود می‌گفت خیلی درست و بجا بازی می‌کنی و گفتم وقتی بچه بودم پدرم رئیس پاسگاه بود در یک خانواده نظامی بزرگ شدم.

کدام یک از نقش‌هایی که بازی کردید، بیشتر دوست داشتید؟
یک نقش جدی پلیس در کار منوچهر هادی به نام «ته خط» بازی کردم که نقش خوبی بود و از منتقدان هم نقدهای خوبی شنیدم و می‌گفتند عارف لرستانی ما را شگفت‌زده و غافلگیر کرد. در کمدی هم نقش گروپی «ببخشید شما» و بلدالملک «قهوه تلخ» را دوست داشتم. این دو در کمدی جزو نقش‌هایی هستند که مردم بیشتر مرا به آن می‌شناسند.

درباره کار با آقای مدیری صحبت کنید؟
کار با آقای مدیری خیلی لذتبخش است. او نه تنها کارگردان باهوشی است، بلکه انسان شریفی است. شاید مدیری تنها کسی باشد که بدون نوشته شدن متن و مشخص شدن نقش می‌روم و قرارداد می‌بندم. ما اول قرارداد می‌نویسیم و بعدا هر نقشی باشد، بازی می‌کنیم. در حال حاضر حتی از صمیمی‌ترین دوستم می‌خواهم که متن را برایم بفرستد و بخوانم.

قبول دارید دیده شدن کارهای طنز در گروی پخش هر شبه است اما کمتر آثار خوب از این شبکه‌ها می‌بینیم.
به نظرم«خندوانه» با وجود موفقیت در آثار قبلی بیننده‌اش کم شده است. در حال حاضر «دورهمی» است که مردم می بینند و تلویزیون چیز دیگری ندارد. سوپراستار مردم در جامعه ما سالی تاک است که به محض درخواست ویدئو از روز اول مدرسه، چند میلیون ویدئو در آن واحد برایش می‌فرستند. مردم هم ثابت کردند که اگر کمدین‌های خودمان در تلویزیون باشند، حتی برای مدتی کوتاه هم پای ماهواره نمی‌نشینند.

این مثل برنامه ۹۰ است که خیل بزرگی از بینندگان پای تلویزیون می‌نشینند. همان طور که می‌دانید سریال‌های ترکی شبکه جم خیلی مشکل‌دار هستند و متأسفانه ما چیزی را جایگزین آن نکردیم. همه مردم قطعا به سینما علاقه ندارند و تنها هدفشان این است که ساعاتی پای تلویزیون بنشینند و سرگرم شوند. بسیاری از مردم ممکن است جکی چان را بیشتر از مارلون براندو دوست داشته باشند.

وقتی قرار است چیزی از تلویزیون پخش شود، باید آن‌ها را سرگرم کنیم و قصه‌گوی خوبی باشیم. سریال «شهرزاد» قصه گوی خوبی بود و اگر از تلویزیون پخش می‌شد، بیننده آن بدون شک میلیونی بود. معتقدم مردم سریال «معمای شاه» را نمی‌بینند و دقیقا تأثیر آن روی مردم برعکس است و اصلا قصه‌گوی خوبی نبود. کارگردانان خوبی مثل مدیری و عطاران از تلویزیون رفته‌اند؛ چون هم بودجه نیست و هم ممیزی‌ها بی‌شمار است.

فکر می‌کنید کدامیک از کارگردانان طنز با مذاق مخاطب امروز سازگار است؟
نمی‌توانم به طور دقیق بگویم چه کسی اول، دوم یا سوم است اما هرکدام از کارگردانان موفق مانند رامبد جوان، مهران مدیری و رضا عطاران هر کدام به نحوی مخاطب را می‌توانند سرگرم کنند و پای تلویزیون بنشانند. شاید استعدادهای بیشتری باشند که اگر کار کنند، بتوانیم بیشتر با آنها آشنا شویم اما زمانی که بودجه نیست و میدانی برای افراد با سابقه نیست، انتظاری نمی‌توانیم داشته باشیم.

این باعث نمی‌شود که به سمت کار با شبکه‌های ماهواره‌ای کشیده شوند و آیا با حضور بازیگران در شبکه جم موافقید یا مخالف؟
قطعا. تا زمانی که وضعیت برای حضور بازیگران از لحاظ مالی در کشور نامناسب باشد و مجبور باشند برای تأمین معاش و اجاره خانه به شبکه‌های دیگری بروند، نمی‌توانم مخالف رفتن آن‌ها به شبکه‌هایی نظیر جم باشم. اگر کسی موقعیت مالی نامناسبی داشته باشد و نتواند هزینه خود را تأمین کند و در عین حال وجهه اجتماعی‌اش اجازه بسیاری از کارها را به او ندهد، مشخص است که طغیان می‌کند. اما به هرحال کاری با پولی مشخص است که می‌توانند هزینه‌شان را تأمین کنند.

و صحبت پایانی؟
ما بچه‌های با استعداد زیاد داریم اما نمی‌دانم چرا در تلویزیون یا سینما شاهد فعالیت عده‌ای مشخص هستیم. نمی‌دانم علت بیکاری بازیگران باتجربه خوب چیست و چرا برای حضور یک بازیگر که همزمان در دو پروژه کار می‌کند صبر می کنند اما کسی را برای حضور در آن پروژه جایگزین نمی‌کنند. متأسفانه این باندبازی‌ها در کار ما وجود دارد و دیده می شود. ماهواره‌ها و شبکه جم مثل مثل بمب ساعتی در خانه‌های ما هستند و مشخص نیست بچه‌های نسل امروز با دیدن این برنامه‌ها و سریال‌های نامناسب چه اتفاقی در آینده برایشان می‌افتد. مسئولان متوجه این تغییرات و فرهنگ غیربومی که به خورد نسل امروز و بچه‌های ما داده می‌شود، نیست.

بانی‌ فیلم

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz