[su_frame align=”center”]افتتاح پیاده راه فرهنگی رشت-فروردین 1395[/su_frame]

رشت رویایی- از سرمایه اجتماعی به عنوان حلال تمام مشکلات جامعه مدرن یاد می شود. جامعه ای که سرمایه اجتماعی آن بالا است، از سلامت اجتماعی برخوردار است. اما جامعه ای که سرمایه اجتماعی آن پایین است قطع به یقین سلامت اجتماعی آن در معرض خطر قرار دارد. اگر به میزان مشارکت اجتماعی در رشت دقت کنیم، اطمینان خواهیم یافت که نمودار سرمایه اجتماعی رشت طی سال های گذشته روند نزولی را طی کرده است.
پیش از اینکه بگوییم چطور می شود در رشت سرمایه اجتماعی را افزایش داد، باید ببینیم که چه عواملی در کاهش سرمایه اجتماعی در این شهر نقش داشته اند.
قطعا همه ما تنها در حالتی با یکدیگر شریک می شویم که منفعت ما تضمین شده باشد. بدیهی است تا وقتی منفعتی نباشد مشارکت اجتماعی هم شکل نمی گیرد. لازمه دیگر مشارکت، عنصر اعتماد است. در جهان توسعه یافته شاهدیم برای اینکه اعتماد به عنوان مولد سرمایه اجتماعی شکل بگیرد، اختیارات از انحصار افراد به شبکه ها و فعالیت های گروهی سپرده شده است. این مسئله همان رسالتی است که بر شانه شوراها بود، اما متأسفانه نه تنها این اتفاق رخ نداد بلکه شاهد بودیم که رابطه شوراها با شبکه های جمعی و جامعه قطع شد و به نوعی اعضا تبدیل به افردی معلول انحصار شدند.
اما د‌ر کنار این مورد از دیگر عواملی که باعث شد رشتی ها با شهر خود غریبه شوند، اهمیت دادن به افراد غیر بومی در نهادهای تصمیم گیرنده، سیاست گذار و برنامه ریز بود. سال هاست که شهر ما با مدیران غیر بومی اداره می شود و در مقابل ظرفیت های بومی با بی اعتمادی و بی مهری کنار گذاشته می شوند. بدیهی است که مدیران غیربومی از یک سو افراد و تیم خود را دارند و بدین ترتیب استعدادهای جوان و نیروهای متخصص بومی باز هم یک قدم عقب رانده می شوند. از سوی دیگر رشت با انباشت دو سه دهه مشکلات مواجه است و فضای فرهنگی و اجتماعی این شهر برای مدیران غیربومی بیگانه است که شاید تجربه‌ی کمتر از یک دهه زندگی در این شهر نتواند آدم را به شناخت صحیح برساند. بنابراین بدیهی است که فرآیند توسعه شهر کند تر می شود، خدمات دهی آنچنان که باید اتفاق نمی افتد و شهر پیشرفت محسوسی به خود نمی بیند. طبیعی است که در این شرایط میل به مشارکت شهروند کاهش پیدا کند؛ یعنی اتفاقی که طی یک دهه اخیر برای رشت رخ داده است.
اما تجربه ی اهمیت دادن به مدیران غیر بومی و طرد نخبگان بومی چه چیز عاید رشت کرده است. وقتی نخبگان و متخصصان بومی شرایط فعالیت و پیشرفت را برای خود فراهم نمی بینند مهاجرت خواهند کرد. بی دلیل نیست که رشت همیشه بیشترین میزان مهاجرت را در کشور دارد یا اینکه بسیاری از مدیران رشتی در استان های دیگر فعالیت دارند. از سوی دیگر نخبه بومی از انگیزه و انرژی مضاعفی برخوردار است که بتواند برای شهر خود تحولی بزرگ به ارمغان بیاورد و نام خود را بر همیشه جاوید کند در حالیکه قطعا مدیر غیر بومی که حداقل سابقه ۲۰ سال مدیریت دارد هرگز از چنین انگیزه ای برخوردار نیست. قطعا وقتی انگیزه نخبگان شهری فروکش می کند، محرکه های مشارکت تضعیف می‌شود. به نوعی شهروندان خود را در شهر خود بیگانه حس می‌کنند و سرمایه‌ی اجتماعی نزول پیدا می‌کند.
بحثی که اخیرا مطرح شده این است که رشت و گیلان جز محمد باقر نوبخت گزینه‌ی دیگری در دولت ندارد. قطعا اگر ما آدم‌های بیشتری در سطوح درجه یک مدیریتی کشور داشتیم، سهم ما از توجهات، اعتبارات، لابی‌ها و غیره بیشتر بود. اما موضوع این است که آیا ما طی این سال‌ها تلاشی برای تربیت این مدیران توانمند برای حضور در مناصب بالا کرده ایم. یا سوال مهم تر، آیا توانسته ایم از مدیران توانمندی که هویت بومی دارند و تجربه مدیریت کلان را از سر گذرانده ایم، به نحو احسن استفاده کنیم؟
طی سال‌های اخیر در یکی از معدود دفعات، مردم رشت دست به دست یکدیگر دادند و با اتحاد با یکدیگر با صدای بلند سلیقه خود را فریاد زدند. انگیزه‌ی داشتن شورای رشتی، مشارکت اجتماعی مردم رشت را برای نخستین بار به شکل جالب توجهی بالا برد. قطعا حضور نخبگان با هویت بومی می‌تواند اعتماد را به شهروندان باز گرداند. تجربه‌ای که رشت طی دو سال گذشته از اعتماد به یک فرد رشتی پشت سر گذاشت، تجربه‌ای بود که بار دیگر حساسیت شهروندان را نسبت به شهر افزایش داشت و به واسطه همین مدیران رشتی دارای برنامه عملی و اجرائی،متخصص،شجاع و چابک برای نخستین بار گروه‌های مردم‌نهاد نقش قابل توجهی پیدا کردند و اقدامات بزرگی مثل پاکسازی تالاب عینک اتفاق افتاد. حضور نخبگان با هویت بومی که دارای برنامه‌های عملیاتی هستند و پیش از این مسئولیت‌ها و تجربیات قابل قبولی داشته‌اند، می‌تواند بار دیگر موتور محرک توسعه رشت را به حرکت در آورد. وگرنه اگر قرار باشد رشت به نخبگان بومی خود پشت کند دچار سرنوشت سپیدرودی می شود که به دلیل عدم تربیت جوانان مستعد مجبور است سراغ پا به سن گذاشته‌های غیربومی برود. ضمن اینکه این روند ممکن است باعث ریزش تماشاگران این تیم شود؛ یعنی کاهش هرچه بیشتر سرمایه‌ی اجتماعی که خطر آن روز به روز رشت را تهدید می‌کند.