[su_frame align=”center”]ostandari-shahrdari[/su_frame]

رشت رویایی- چند صباحی است که نام‌های مختلفی برای تصدی استانداری گیلان و شهرداری شهر بی شهردار مرکز استان به گوش می‌رسد. نام‌هایی که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده و نگرانی‌ها را بابت کشتی‌ بی بادبان توسعه استان و شهر رشت در دریای پر جوش و خروش مصائب و مشکلات بسیار افزایش داده است. حالا دغدغه بسیاری جواب این سوال مهم است که اینبار از میان سبد اسامی مدیران مختلف قرار است کدام نام برای استانداری و شهرداری رشت بیرون بیاید؟
در یادداشتی با عنوان «کدام گزینه برای استانداری گیلان و شهرداری رشت مناسب‌تر است؟ لژیونر، مستشار یا مدیر بومی» که در مجله اینترنتی ناجه منتشر شده، نویسنده به مقایسه پتانسیل مدیریتی استان و روند پیشرفت فوتبال ایران برآمده و بدین شکل تحلیلی از شرایط نامطلوب توسعه‌یافتگی استان ارائه داده که جالب توجه است.
در این یادداشت نویسنده به شرایط فوتبال ایران پس از خداحافظی ستاره‌هایی مثل علی دایی، خداداد عزیزی، علی کریمی، مهدی مهدوی و غیره می‌پردازد که به یکباره تیم ملی خالی از ستاره شد و جانشین‌های جوان و باتجربه‌ای نداشت که بتوانند جای خالی ستارگان بزرگ را پر کنند. اما با آمدن سرمربی پرتقالی به ایران و روش مدیریتی منحصر به فردش برگ فوتبال ایران برگشت و هواداران تیم ملی برای نخستین بار صعود بی دغدغه‌ و منحصر به فردی را بدون گل خورده به جام جهانی تجربه کردند. اما این تنها دستاورد کیروش نبود بلکه او با استفاده از نیروهای بسیار جوان در کادر خود یا مجوز حضور مربی‌های جوان در تمریناتش نسل جدیدی از مربیان با استعداد و توانمند را به فوتبال ایران هبه کرد. کیروش مربی بومی نبود اما چه اهمیتی دارد وقتی او سربلندی را به فوتبال ایران بازگرداند؟
اما وضعیت نامطلوب توسعه‌یافتگی استان ما بی‌شباهت به فوتبال ملی ما پیش از حضور کیروش نیست؛ شرایطی که دلیل آن را باید در بدنه مدیریتی استان جستجو کرد. سال‌هاست که استانداران متفاوتی با دولت‌های مختلف به استانداری گیلان راه یافته‌اند اما کمتر مدیری توانست به این کلاف سردرگم توسعه استان سامان بخشد. در اغلب موارد استانداران غیربومی با عدم آشنایی کافی از ظرفیت‌ها و ویژگی‌های استان، به سندهای توسعه ملی اکتفاء کردند و اینگونه بود که یک بار مسیر توسعه استان به راه صنعتی شدن افتاد، یک بار به کوره‌راه کشاورزی رفت، یک بار از جاده گردشگری گذشت و در تمام این موارد حاصلی جز عقب‌ماندگی و نرخ پایین توسعه، وضعیت نامطلوب اشتغال، رتبه اقتصادی پایین و غیره به بار نیاورد. اما به‌راستی آنچه دارای اهمیت، بومی بودن مدیر یا اصلاح‌طلب بودن و اصولگرا بودن است یا نتیجه‌ای که از کار او حاصل می‌شود؟
نکته جالب اینجاست که در اذهان عمومی مرحوم قهرمانی به عنوان بهترین استاندار گیلان شناخته می‌شود و معیار این بهترین بودن تنها براساس مردمی‌بودن، خوش اخلاقی و مهربانی قضاوت می‌شود نه عملکرد. همین نکته جزئی نشان می‌دهد مدیران ما طی دهه‌های گذشته به حدی منفعلانه رفتار کرده‌اند که سطح توقعات مردم تا بدین حد پائین آمده و حتی بزرگ‌ترین پروژه‌های استان که در زمان مسعود سلطانی‌فر کلنگ خورد را کسی به خاطر نمی‌آورد.
در شهرداری رشت شرایط به مراتب حادتر از این بود. مسندی که به هیچ یک از مدیرانش مدت زمان زیادی وفادار نبود، سطح توقع شهروندان را در حد یک آسفالت نزول داد. اما شاید شهرداری رشت را باید به دو قسمت قبل از ثابت‌قدم و بعد از ثابت‌قدم تقسیم کرد؛ مدیر جوان و باانگیزه‌ای که قطار رشت را در مسیر توسعه انداخت و با ایده‌های بلندپروازانه‌ای که به بار نشاند، درصد تعلق شهروندان به شهر را بالا برد و به نوعی شهروند دغدغه‌مندی تربیت کرد که به دنبال توسعه شهرش است. اکنون کمتر شهروند رشتی وجود دارد که ثابت‌قدم را نشناسد اما اگر از آنها بپرسید که نام شهرداران پیش از او چه بود، تنها درصد کمی هستند که حرفی برای گفتن داشته باشند و همین موضوع تاثیر ثابت‌قدم را در این شهر نشان می‌دهد حتی اگر انتقادهایی به او روا باشد.
حالا که صحبت از انتخاب استاندار و شهردار رشت است، بار دیگر نامهایی به گوش می‌رسد که نیمی از عمر خود را در پست‌های مدیریتی گذرانده‌اند. نکته‌ای که یادداشت‌نویس به درستی به آن اشاره دارد این است که حاصل کارِ این آقایانِ «همواره مدیر» برای استان و شهر رشت چیست؟ جز اینکه فرصت‌های دیگری پشت سرگذاشته شود، بی‌آنکه برای آینده پشتوانه‌سازی درستی شود و جوانان مستعد و باانگیزه‌ای که سال‌ها پشت صف مدیران مادام‌العمر باقی مانده‌اند، هیچ تجربه و اندوخته‌ای برای آینده نداشته باشند. ضمن اینکه مدیران مسن باوجود تجربه زیاد نه از انرژی کافی برخوردارند، نه انگیزه لازم برای تحول‌خواهی را دارند نه شرایط مناسبی برای به روز کردن دانش و تجربه ایده‌های نو دارند.
رشت یک بار به مدیر جوان و باانگیزه‌ای اعتماد کرد و نتیجه‌اش تغییرات زیاد، بازیابی هویت‌شهری و حضور دوباره در عرصه‌های بین‌المللی بود. اما اگر قرار باشد که یک بار دیگر نام‌های تکراری دو دهه گذشته به اشکال مختلف اصولگرایی و اصلاح‌طلبی تعرفه شوند خیلی زود باید شاهد سقوط گیلان و شهر بی ستاره رشت به جایگاهی باشیم که در شان مردم ما نیست.