[su_frame align=”center”]instagram-tips-remove-a-tag-of-yourself_7-100652899-orig-960x750[/su_frame]

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور- “ساعاتی پیش فرماندار شهرستان آستانه اشرفیه از مزرعه کیوی وسیر درراستای حمایت از اقتصاد مقاومتی در روستای کیسم بازدید نمود.”

امکان ندارد در روز لابه لای اخبار سایت های تحلیلی، خبرگزاریها و گروه های اطلاع رسانی تلگرام چرخی بزنید و با صدها خبر شبیه به خبر فوق روبرو نشوید. خبرهایی اینستاگرامی که بیشتر مخاطب را به یاد فضاهای مجازی و الگوی تولید محتوای شبکه‌های ارتباط جمعی مثل اینستاگرام می‌اندازد و به نظر می‌رسد این الگو پای رسانه ها و مدیران را نیز آلوده کرده است.

حتماً شما هم در شبکه‌های مجازی خود دوستان مجازی زیادی دارید که روزانه از فعالیت‌های مختلف خود عکس می‌گیرند و در صفحه‌ی اینستاگرام خود به اشتراک می‌گذارند:«همین الان در حال زدن لاک»، «همین الان، یهویی در حال خرید»، «همین الان در حال درست کردن تخم‌مرغ». شبکه‌های اجتماعی مجازی نسل جدیدی از فضای روابط اجتماعی هستند که باوجود عمر کوتاهشان توانسته‌اند در زندگی خصوصی افراد جای زیادی باز کنند به شکلی که حالا به بخش جدایی ناپذیر زندگی انسان‌ها تبدیل شده و به سبکی از زندگی تبدیل شده‌اند. تا جایی که روانشناسان و جامعه‌شناسان بسیاری را واداشته‌اند تا در خصوص این سبک زندگی و الگوهای رفتاری فعالان مجازی تحقیق و مطالعه بسیاری داشته باشند.

اما متاسفانه با ظهور این شبکه‌ها و همچنین سایت‌های خبری پای رسانه‌ها و مدیران هم به این الگوهای رفتاری باز شده است. حالا از صدها اخبار مختلفی که در روز منتشر می‌شود، کمترین اخباری را می‌توان پیدا کرد که ارزش خبری ویژه‌ای داشته باشد یا دانستن و ندانستن آن برای مخالف تفاوت داشته باشد. حالا سهم زیادی از اخبار منتشر شده، به اخبار اینستاگرامی اختصاص دارد که به مدیران و مسئولان مختلف می‌پردازد. اخبار اینستاگرامی نه از حیث کوتاهی خبر بلکه به لحاظ محتوای سطحی و کم اهمیت که در جایگاه روابط عمومی یک مدیر (نه اداره مربوطه) عمل می‌کند. این نوع اخبار حتی بار اطلاع‌رسانی و گزارش عملکرد یک اداره را به دوش نمی‌کشند بلکه صرفاً می‌خواهند نام و چهره‌ی مدیران را بین اخبار و رسانه‌ها نگاه دارند و مثل شبکه‌های مجازی آنها را دبه عرصه نمایش بگذارند.

متاسفانه واقعیت این است که مدیران ما نیز شیفتگی بسیاری به این کار دارند تا به هر قیمتی دیده شوند و به همین دلیل است که هر روز به بهانه‌های مختلف که کمترین ارزش خبری ندارد، عکاسی به دنبال خود راه می‌اندازند تا عکس و محتوایی تهیه و از آنها در رسانه‌های مختلف منتشر کند.
این موضوع که به نظر می‌رسد به آفت رسانه‌های گیلان تبدیل شده و سطح کیفی رسانه‌های گیلان را روز به روز نازل می‌کند، نیاز به یک مطالعه جامعه‌شناسانه و روانشناسانه دارد اما آن چیزی که به طور اجمالی و در نگاه سطحی‌نگرانه به مسئله ذوق و شوق مدیران به این سلفی‌های دستوری می‌شود گفت، این است که اولاً این دسته از مدیران هم مثل عاشقان سلفی‌ دنیای مجازی دچار اختلال خودشیفتگی هستند و دوست دارند به هر قیمتی شده تصویرشان دیده شود.
از سوی دیگر میل به محبوبیت و هویت‌سازی دلخواه است که مدیران را به سمت استفاده ابزاری از رسانه‌ها سوق می‌دهد. یعنی شخص مدیر به جای آنکه با عملکرد و کارنامه کاری خود توجهات را به سمت خود جلب کند، سعی می‌کند به انحای مختلف بواسطه انتظار تصاویر متعدد و اخبار توجه بخرد. به عبارت دیگر می‌‌توان گفت این مسئله به ناتوانی افراد و عملکرد نامطلوب آنها مربوط است که سعی می‌کنند بواسطه تاثیر رسانه آن را جبران کنند.

یکی دیگر از ویژگی‌هایی که می‌شود برای این دسته از مدیران برشمرد، قدرت‌طلبی است. آنها که خوب می‌دانند «میز هرگز به هیچ مدیری وفادار نیست»، سعی می‌کنند برای خود نامی بخرند و آنقدر اسم و عکسشان را در رسانه‌ها منتشر کنند که به اسمی شناخته شده تبدیل شود؛ اسمی که در آینده کاری و اهداف اغلب آنها مثلاً شرکت در انتخابات می‌تواند به کارشان آید.

اما اعتماد به نفس کاذب و احساس غرور یکی از آفت‌های این پدیده ناخوشایند است که می‌توان در رفتار مدیران و اخبار مرتبط با آنها مشاهده کرد. اخبار بی محتوایی که متاسفانه نه تنها مخاطبان را نسبت به رسانه‌ها بی‌اعتماد کرده بلکه باعث می‌شود عملکرد ضعیف و نامطلوب بسیاری از مدیران لابه‌لای این اخبار اینستاگرامی گم شد. موضوعی که قطعاً رسانه‌ها مقصر اصلی آن محسوب می‌شوند و شاید به همین علت است که امروزه بسیاری از مردم اخبار مورد نظر خود را لابه‌لای صفحات مجازی و منابع غیررسمی جستجو می‌کنند.