گفت و گوی رشت رویایی با شادی بیک‌وِردی، اولین دختر موتورسوار شمال کشور:
زندگی، عشق و موتور کراس

shadi beyk

رشت رویایی، محمد غلامی‌پور، شقایق غم‌خوار- اگر در گذشته برخی از رشته‌ها به عنوان رشته‌های مردانه شناخته می‌شد، امروزه بسیاری از این ذهنیت‌ها و مرزبندی‌ها با پشتکار و توانایی بانوان ایرانی از بین رفته است. شاید برایتان عجیب باشد که حالا زنان در رشته‌های پرخطری مثل موتور رییس و موتورکراس هم فعالیت حرفه‌ای دارند. از مدتی پیش وزارت ورزش و جوانان به زنان عاشق موتورسواری چراغ سبز نشان داد و با رشته موتورسواری زنان موافقت کرد. این مجوز پس از عبور از پیچ وخم‌های قانونی و انطباق با موازین شرعی صادر شد تا زنان بتوانند آزادانه در پیست‌های مختلف کشور با یکدیگر به رقابت بپردازند. شادی بیک‌وِردییکی از این عاشقان موتورسواری است که با توانایی و پشتکار مثال‌زدنی خود توانست مرزهای محدودیت را درنوردند. شادی بیک‌وردی متولد ۱۳۶۶ در لاهیجان است. او اولین بانوی موتورسوار شمال کشور است که سال‌ها در این رشته فعالیت دارد. آزاد شدن رشته موتورسواری برای بانوان باعث شد او یک‌بار دیگر تحصیل را از سر گیرد و حالا در رشته تربیت بدنی دانشگاه لاهیجان مشغول است. شادی بیک‌وردی برای رسیدن به هدف خود موانع بسیاری را پشت سر گذاشته و سختی‌های زیادی را متحمل شده تا حالا به عنوان یکی از معدود خانم‌های موتورسوار حرفه‌ای در کشور شناخته شود. بدون شک شنیدن داستان‌های اولین دختر موتورسوار شمال کشور خالی از لطف نیست. با او در یک غروب بارانی پاییز در دفتر تحریریه قرار گذاشتیم و پای حرف‌هایش نشستیم که در زیر می‌خوانید.

چطور شد به رشته موتوسواری علاقه‌مند شدید و از چه سنی موتورسواری را آغاز کردید؟

من همیشه دوست داشتم دوچرخه‌سواری کنم ولی آن زمان دوچرخه‌سواری برای دختران معمول نبود. پدرم یک فرد مذهبی بود و دوست نداشت دخترش سوار دوچرخه شود. یک موتور «براوو» توی خانه داشتیم که گوشه خانه افتاده بود. وقتی پدرم اصرار مرا دید، ناچاراً گفت: «به جای دوچرخه آن براوو را بردار و سوار شو. براوو هم همان دوچرخه است و فرقیندارد». من ۱۳ سال سن داشتم که اولین بار «براوو» را برداشتم و توی کوچه دور زد و این‌چنین بود که موتور به همراه همیشگی من تبدیل شد. بعد از آن «سی جی ۱۲۵» خریدیم و به تدریج«سی جی ۱۲۵» تبدیل به کراس شد.

شادی بیک وردی

اشاره کردید که پدرتان مذهبی بود. آیا خانواده با موتور سواری شما مشکل نداشت؟

نه، هرگز. شاید چون بچه آخر خانواده بودم. کلاً روی دو خواهر دیگر تعصب بیشتری وجود داشت و آنها محدودتر بودند. ولی از آنجایی که دوست نداشتند من دوچرخه‌سواری کنم به موتورسواری من رضایت دادند. باید از خانواده‌ام، مخصوصاً مادر و برادرم آقای فرشید بیک‌وردی تشکر کنم که صبوری کردند و همیشه حامی من بودند.

آن زمان جامعه خیلی پذیرای چنین چیزی نبود و دور از ذهن بود که دخترها دوچرخه‌سواری کنند چه برسد که سوار موتور شوند. واکنش مردم چطور بود؟ نگاه مردم برایتان سخت نبود و اذیت نمی‌شدید؟

اتفاقاً خیلی با این قضیه مشکل داشتم. مردم یک جوری نگاهم می‌کردندیا حرف‌های بدی پشت سرم می‌زدند. برخی می‌گفتند او دختر نیست و حالت‌های پسرانه دارد. خیلی از این حرف‌ها به گوشم می‌رسید و اذیت می شدم. من فقط به موتور علاقه داشتم، همین! اگر پشتکار نداشتم و عشق به موتورسواری نبود، بدون شک خیلی راحت آن را کنار می‌گذاشتم. من واقعاً در این راه زحمت کشیدم و سختی‌های زیادی متحمل شدم. از ۱۳ سالگی تا الان که ۲۹ سال دارم برایش زحمت کشیدم.

غیر از این حرف و حدیث‌ها، دیگر چه مشکلاتی داشتید؟

تمام این کار مشکل بود. نمی‌دانستم کجا باید موتورسواری کنم. به راحتی نمی‌توانستم به خیابان بروم و هرجا می‌رفتم دردسر داشت. برای مثال یک‌بار در خیابان سوار موتور بودم که یک مامور نیروی انتظامی دنبالم کرد و مجبور شدم از دستش در بروم. در صورتی که خیلی دوست داشتم بایستم و با قاطعیت بگویم که من یک دخترم و کار خلافی نمی‌کنم که دنبالم افتاده‌اید. چون واقعاً این قضیه برایم مهم است. به خاطر موتورسواری حاضرم از هر چیزی بگذرم.

موتور در اذهان عمومی یک وسیله مردانه است. بدون شک شما به عنوان یک دختر با محدودیت‌های زیادی برای این کار روبرو بودید. واکنش دوستان و آشنایان نسبت به این موضوع چه بود؟

من برای مدتی یکی از دوستان صمیمی‌ام را در رابطه با این موضوع از دست دادم. چون از نظر خانواده او من یک آدم ناهنجار بودم و موتورسواری من برای آنها به نوعی یک آبروریزی به حساب می‌آمد. من برای موتور خیلی از دوستانم را از دست دادم، اما نا‌امید نشدم. هرچند این مسائل برایم سخت بود اما تاثیری رویم نداشت. من کار خودم را کردم و با انگیزه و پشتکار مسیرم را ادامه دادم. اصلاً به این موضوع که یک روزی ممکن است موتورسواری برای خانم‌ها آزاد شود، فکر نمی‌کردم. آن زمان کسی باور نداشت که دخترها موتورسواری کنند برای همین کار برای ما راحت‌تر بود. اما الان که خیلی از مردم راجع به این قضیه می‌دانند ما مشکل بیشتری داریم.

شادی بیک وردی

هیچوقت در خیابان تصادف نکردیدیا دستگیر نشدید؟

نه. آن زمان کمی تیپم پسرانه بود و کمتر کسی شک می‌کرد. معدود دفعاتی هم که فهمیدند از دستشان فرار کردم. اما یک بار خواهرم به تقلید از من موتور را برداشت تا دور استخر لاهیجان دوری بزند که دستگیرش کردند. پدرم هم رفت تعهد داد و او را به همراه موتور آزاد کرد.

الان موتورسواری به طور رسمی برای خانم‌ها آزاد شده است؟

بله، موتور کراس در داخل پیست آزاد است، اما در خیابان نه. ولی امیدوارم روزی موتورسواری در خیابان هم برای خانم‌ها آزاد شود و من اولین زنی باشم که گواهینامه می‌گیرد.

چطور شد که موتورسواری در پیست برای خانم‌ها آزاد شد؟

اوایل بعضی از روزها که پیست خالی بود، یک سری از خانم‌ها می‌رفتند و تمرین می‌کردند. هرچند خیلی مکافات داشت و با کلی منت و خواهش مسئول پیست را مجبور می‌کردیم تا پیست را در اختیارمان بگذارد. آن زمان پیشرفت زیادی داشتیم اما الان که خیلی از مردم متوجه شده‌اند، خیلی نمی‌شود قدم برداشت. به هرحال ما تصمیم گرفتیم به شکل قانونی اقدام کنیم و آنقدر پیگیری کردیم و سراغ مسئولین رفتیم تا اینکه با موتورسواری خانم‌ها موافقت کردند.

این پروسه چطور بود؟

اولاً ما نمی‌دانستیم که خانم‌های موتورسوار دیگری هم وجود دارند. توی وایبر یک نفر در گرگان گروهی تاسیس کرد تا خانم‌های موتورسوار را با یکدیگر آشنا کند. من از طریق این گروه با اولین خانم موتور سوار آشنا شدم و بعد از آن هم به تدریج با خانم‌های دیگررا شناختم.کم کم رابطه‌ها نزدیک‌تر شد و توی پیست‌های مختلف یکدیگر را ملاقات کردیم. یکی دو سالی بود که خانم‌ها داشتند تلاش می‌کردند تا موتورسواری خانم‌ها را آزاد کنند. البته این‌گونه نبود که یکی برود پیش آقای سیدانلو از او تقاضا کند و او هم بگوید باشد. این پروسه با پیگیری‌های متعددی همراه بود. آقای سیدانلو هم چندین‌بار به پیست آمدند، موتورسواری خانم‌ها را از نزدیک تماشا کردند، ذوق و اشتیاق آنها را دیدند. هربار به پیست سر زدند، دیدند که به تعداد موتورسواران خانم اضافه می‌شود؛ تا در نهایت تصمیم گرفتند موتورسواری را برای خانم‌ها آزاد کنند.البته جا دارد از خانم صادقی‌تبار که در این راه زحمات زیادی برای‌ خانم‌های موتور‌سوار کشیدند تشکر کنم.

شادی بیک وردیچند وقت است که موتورسواری خانم‌ها آزاد شده است؟

در کل کشور دو ماه است که فعالیت خانم‌ها در این رشته آزاد شده است. یک پیست جدید در تهران برای خانم‌ها افتتاح شده که دستاورد بزرگی برای ورزش بانوان است. فکر کنید بعد از ۱۰-۱۲ سال که خانم‌ها یواشکی موتورسواری می‌کردند حالا می‌توانند آزادانه در این رشته فعالیت کنند. اما داخل گیلان هنوز همان نگاه‌ها و محدودیت‌ها وجود دارد و همچنین یک سری حسادت‌ها هست که نمی‌گذارند بانوان پیشرفت کنند.

منظورتان از برخی حسادت‌ها چیست؟یعنی این سنگ‌اندازی‌ها از سوی خود خانم‌ها است یا آقایان مسئول مانع هستند؟
بعضی از خانم‌ها تحت تاثیرقرار می‌گیرند و می‌خواهند از هم جلو بزنند. ولی از سوی آقایان هم موانعی وجود دارد.

موتورسواری رشته کم خطری نیست. آیا در طول این مدت دچار آسیب‌دیدگی نشدیدیا پیش نیامده از روی موتور بیفتید؟
من وقتی کارم را حرفه‌ای آغاز کردم، موتور تریل داشتم. و چندباری از روی موتور افتادم که باعث شد زانوی سمت راستم دچار آسیب‌دیدگی شود. چند بار به طرز فجیعی افتادم. یک بار در پیست لاهیجان می‌خواستم مانع بزنم که روی یک تپه گاز اضافه دادم و همین مسئله باعث شد موتور بیفتد و من هم پرت شوم روی موتور. البته افتادن تئوری خاص خودش را دارد. موقع افتادن اول باید موتور را رها کرد و بعد خود را به یک طرف پرت کرد. اما تجربه کم من باعث شد روی موتور سقوط کنم و دچار کبودی شوم. اما خداراشکر تا به حال شکستگی نداشتم.

شادی بیک وردی

غیر از پیست جای دیگری دچار حادثه نشدید؟

یک بار با موتور به کوه رفته بودم. آنقدر گل زیاد بود که نصف موتورم داخل گل گیر کرد. خوشبختانه برادرم و دوستش بودند و موتور را از گل در آوردند. اما کمی که بالاتر رفتیم، موتور خفه کرد و باعث شد زمین بخورم و کلاچ و ترمز موتور بشکند. چون موتورم کلاچ نداشت، یکیاز پشت از روی موتور خودش پایش را روی موتور من گذاشت و مرا تا خانه هل داد.

آن زمانوقتی با موتور بیرون می‌رفتید، معمولاً ‌چه چیزهایی می‌شنیدید؟

هنوز هم مردم خیلی اذیت می‌کنند. بارها این جمله را شنیده‌ام که «دختر را چه به موتور» یا «تو باید پشت ماشین لباس‌شویی بشینی، نه موتور». یایک سری از آقایان در فضای مجازی زیر عکس‌هایم کامنت می‌گذارند «حیف این موتور که باید دست تو باشه». واقعاً برایم خنده‌دار است و تاسف می‌خورم.

موتورسواری رشته پر هزینه‌ای است؟

خیلی. برای مثال پوتین آن ۹۰۰ هزار تومان قیمت دارد. یایک دست بلوز و شلوار از ۵۰۰ هزار تومان شروع می‌شود. کلاه از ۵۰۰ تومان شروع می‌شود و حتی تا ۳-۴ میلیون تومان می‌رسد. هرچه قیمت لباس‌ها بیشتر باشد ایمنی آن هم بیشتر است.

غالباً یک نگاهی در جامعه وجود دارد که مردم در این مواقع می‌گویند، طرف مرفه بی‌درد است یا دغدغه ندارد که سمت این کارها می‌رود. آیا شما واقعاً مرفه بی‌درد هستید؟

ببینید،یک چیزی به اسم نسیه وجود دارد که اتفاقاً در این رشته خیلی رایج است. من مرفه بی‌درد نیستم، بلکه عاشق این رشته هستم. موتور خودش کلی خرج دارد. خرج روغن، اصطلاک لاستیک، زنجیر و‌…می‌گویند در راهی که اعتقاد داری قدم بردار، خدا می‌رساند. من به این جمله واقعاً اعتقاد دارم. خوشبختانه موتور من تا حالا خرج زیادی برنداشته است. اما در کل من نه بی‌دغدغه هستم نه مرفه بلکه هدف دارم و برای هدفم می‌جنگم و تلاش می‌کنم.

‌قیمت خود موتور چطور است؟

اتفاقاً مهمترین قضیه همین است. اگر بخواهید موتور بدون سند بگیرید، ۱۵ میلیون خرج دارد. الان خیلی به سند گیر داده‌اند. موتورهایی که مدل بالا و سنددار هستند ۴۰ میلیون قیمت دارند. موتور بدون سند را اگر بگیرند، باید به اندازه قیمت خود موتور جریمه پرداخت کنید، زندانی دارد و موتور هم کلاً توقیف می‌شود.

موتور وسیله بی‌خطری نیست. وقتی به شکل حرفه‌ای وارد دنیای موتورسواری شدید، نمی‌ترسیدید اتفاقی برایتان بیفتد؟

اگر بترسید، سوار ماشین هم نمی‌توانید بشوید. در هر کاری اگر ترس داشته باشید نمی‌توانید موفق شوید. پس مقوله ترس را باید کنار گذاشت. موتورهای ما هم سنگین است هم وحشی. کافی است یک گاز اضافه دهید تا دچار دردسر شوید. بنابراین یا باید بترسیدیا سوار موتور شوید.

کلاً در زندگی چیزی هست که از آن بترسید؟

بله، از سوسک و مار خیلی می‌ترسم (خنده).

ولی به نظر می‌رسد در زندگی آدم شجاعی باشید؟

نمی‌دانم پدر و مادرم در من چه دیده بودند که از همان کودکی به من اعتماد به نفس ‌دادند. همیشه در هر کاری به من می‌گفتند: تو می‌توانی این کار را انجام بدهی، تو آدم قوی‌ای هستی. به هرحال این کار پدر و مادرم تاثیر زیادی رویم داشت.

دوران کودکی‌تان چطور گذشت؟ بازی‌هایتان دخترانه بود یا بیشتر پسرانه؟

در کل کودکی دهه شصتی‌ها غالباً توی کوچه بود. بازی‌های من هم بیشتر خاله‌بازی و عروسک بازی بود. هنوز هم کلی عروسک دارم. اما همیشه هیجان را دوست داشتم.

این‌طور نبود که اوایل یواشکی موتور بردارید و بیرون بروید؟

نه هرگز. خوشبختانه خانواده من همیشه پشت و حامی‌ام بودند. این موضوع خیلی مهم است. چون من دوستانی دارم که خانواده‌شان پشتیبان آنها نیستند و برای اینکه موتور سوار شوند، راه‌های اشتباهی می‌روند.

در گیلان پیست بانوان نیست؟

نه متاسفانه.

شادی بیک وردی

تا حالا با موتور به سفر رفته‌اید؟

نه، چون مجوز نیاز دارد و چون ما گواهینامه نداریم، نمی‌توانیم. اما در حال حاضر چند نفر از بانوان دارند تلاش می‌کنند تا برای یک سفر کوتاه به کشور همسایه مجوز بگیرند.

شادی بیک‌وردی قبل از موتورسواری با شادی بیک‌وردی بعد از موتورسواری چه تغییری کرد؟ یعنی موتور چه چیزی به شما اضافه کرد؟

همه زندگی من موتور است. در تمام خاطرات من موتور حضور دارد. همه تفریحاتم با موتور است. هرجا می‌روم باید موتور باشد. موتور هیجان را به زندگی من اضافه کرد. اما مهمترین چیزی که موتور به من داد اعتماد به نفس بود. باعث شد من در زندگی به خودم ایمان بیاورم که از پس هر کاری برمی‌آیم و می‌توانم موفق باشم. به خصوص این چند وقت که خیلی در موتور سواری پیشرفت کردم اعتماد به نفسم زیاد شد.

معمولاً آدم‌ها وقتی شما را با موتور می‌بینند، چه می‌گویند؟

معمولاًیک جوری نگاه می‌کنند؛ به خصوص اینکه لباس‌هایمان رنگی است و وقتی ما را می‌بینند انگار یک آدم فضایی دیده‌اند. خیلی‌ها جلو می‌آیند و سوال می‌کنند. غالباً می‌پرسند شما رالی سوار هستید؟ می‌گویم نه موتورسوار هستم. برایشان قابل تصور نیست که یک خانم بتواند موتور سوار شود.

آن لحظه‌ای که می‌پرید و در آسمان هستید، به چه چیزی فکر می‌کنید؟

موتورسواری رشته‌ای است که نمی‌شود به چیزی فکر کرد. چون ۳۰ درصد حرکات بدن است و ۷۰ درصد افکار است. آن لحظه‌ای که در آسمان هستم فقط به این فکر می‌کنم که چطوری فرود بیایم. وقتی بالا می‌روید، از بس هیجانش زیاد است، قلبتان تند می‌زند.

شادی بیک وردی

معمولاً چقدر ارتفاع می‌گیرید؟

موتورسواری خیلی به ارتفاع نیست، بلکه به میزان حرکت افقی است. من معمولاً ۲۰ متر می‌پرم.

چقدر فضای مجازی در فعالیت بانوان در این رشته تاثیر داشت؟

خیلی. فضای مجازی از یک سو خانم‌های موتورسوار را با یکدیگر آشنا کرد و از سوی دیگر به جامعه نشان داد که چقدر خانم‌های موتورسوار وجود دارد و می‌شود این رشته آزاد باشد. خیلی‌ها با موتورسواری خانم‌ها آشنا شدند و باعث شد به این رشته گرایش پیدا کنند. فضای مجازیباعث شد این رشته آزاد شود.

پیش می‌آید والدین به شما مراجعه کنند و با شما مشورت کنند؟

بله، خیلی از خانم‌ها یواشکی می‌آیند تا ببینند این رشته را دوست دارند یا نه بعد والدین‌شان را می‌آوردند تا ما با آنها صحبت کنیم. خیلی از پدر مادرها هم می‌آیند و از نزدیک می‌بینند و متوجه فضای امن آن می‌شوند و می‌فهمند که خانم‌ها با همدیگر موتورسواری می‌کنند و قاطی آقایان نیستند، خیال‌شان راحت می‌شود.

به عنوان یک بانوی موتورسوار چه مطالبه‌ای دارید؟

اولین درخواست ما این است که امکانات را زیاد کنند. اما مهمترین مسئله اسپانسر است. خرج این رشته بسیار بالا است و بدون اسپانسر کمی شرایط برای فعالیت سخت است. دوست دارم شرایط برای موتورسواری به شکلی باشد که بانوان بتوانند در این رشته پیشرفت کنند. شاید الان تا حدودی دست و بالمان بسته است. امیدوارم روزی برسد که موتورسواری خانم‌ها برای همه عادی شود. در کل بحث امکانات و اسپانسر خیلی اذیت می‌کند. اما به هرحال عمده این فعالیت‌ها در تهران است. از مسئولین استان تقاضا دارم به این رشته در داخل گیلان‌ اهمیت دهند.

اسپانسر معمولاً جایی ورود می‌کند که تماشاگر باشد و بازگشت هزینه‌اش تضمین شود. وقتی شما تماشاگر ندارید خب معلوم است که اسپانسر نباشد.

چرا فکر می‌کنید که تماشاگر نداریم؟ اجازه دهید مردم بفهمند که موتورسواری خانم‌ها آزاد است، تماشاگر هم می‌آید. اولین همایش بانوان که در پیست هیو برگزار شد، خیلی شلوغ شده بود. جمعیت زیادی بود و خیلی‌ها که می‌دانستند، حاضر شده بودند. هر طور حساب کنید به نفع اسپانسر است که از موتورسواران حمایت کنند. مثلاً شرکت فوکس می‌آیدیک دست لباس و پوتین و شولدر می‌دهد و قرارداد می‌بندد که موتورسوار به مدت یک‌سال از محصولات این شرکت استفاده کند. یا اسپانسر شما را به شهرهای دیگر اعزام می‌کند. این شکلی هم محصولات شرکت در شهرهای مختلف تبلیغ می‌شود هم به نفع موتورسوار است.

در حال حاضر از خانم‌های موتورسوار کسی هست که اسپانسر داشته باشد؟

بله دو نفر در ایران هستند. یکی شرکت «کی.تی.ام» و دیگر شرکت «فوکس» اسپانسر این دو نفر هستند.

شادی بیک وردی

در گیلان چند موتور سوار خانم فعالیت دارند؟

موتورسواران خانمی که من در گیلان می‌شناسم، دو سه نفر هستند. یکی برادر زاده‌ام خانم عسل بیک‌وردی است که ۱۳ سال سن دارد و دیگری هلیا کوچکی سلیمی که ۷ ساله است.

پس هیئت موتورسواری رشت و پیست سردار جنگل برای چیست؟

برای دوره‌های آموزشی است. یک دوره آموزشی قرار است برگزار شود و الان دارند ثبت‌نام می‌کنند. این دوره‌های آموزشی، برای موتورسواری مقدماتی است؛ اینکه صرفاً با موتور آشنا شوید و چگونه حرکت کنید. موتورسوار حرفه‌ای خانم فکر نکنم به جز این‌ها که اشاره کردم، داشته باشیم. موتورسوار حرفه‌ای با کسی که سوار موتور می‌شود خیلی فرق می‌کند. صرف اینکه شما سوار سی.جی.۱۲۵ شوید،یک ورزشکار رشته موتورسواری محسوب نمی‌شوید. موتور کراس داستان و پیچیدگی‌های خاص خود را دارد.

در کشور چند موتور سوار خانم هستند؟

در تهران حدود ۱۰ نفر موتورسوار حرفه‌ای فعالیت دارند.مانند دوست خوبم خانم بهناز شفیعی که یکی از موتورسواران سرشناس کشور است. در مشهد هم۱۰ نفری هستند. اما استان‌های دیگر بیش از یکی دو نفر فعالیت ندارند.

در حال حاضر شما در گیلان فعالیت داریدیا تهران؟

من تهران هستم. اما دارم تمام تلاشم را می‌کنمتا این رشته در گیلان رشد کند. گیلان می‌تواند در این رشته حرف زیادی برای گفتن داشته باشد. هدف اصلی من این است که موتورسواری خانم‌ها در گیلان پیشرفت کند. در هیئت موتورسواری رشت خیلی پیگیر بودم و چندین‌بار با آقای واحدی که در هیئت موتورسواری و اتومبیل‌رانی گیلان هستند صحبت کردم و امیدوارم که این اتفاق بیافتد. واقعاً از مسئولین خواهش می‌کنم به این موضوع اهمیت بدهند. گاهی جداً ناراحت می‌شوم و حرص می‌خورم.

مسئولین هیئت استان خودشان موتورسوار حرفه‌ای هستند؟

تا جایی که من در جریان هستم، موتورسوار نیستند.

شادی بیک وردی شادی بیک وردی

نظرات

4 دیدگاه‌ برای "گفت و گوی رشت رویایی با شادی بیک‌وِردی، اولین دختر موتورسوار شمال کشور:
زندگی، عشق و موتور کراس"

آگاه‌سازی از
680

مرتب کردن بر اساس:   جدیدترین | قدیمی‌ترین | بیشترین رأی
سارا
2 ماه 18 روز پیش

همیشه یک نفر وجود داشته که اولین غیر ممکن ها رو ممکن کرده مثل پرواز یا سفر به کره ماه. هیچ غیر ممکنی وجود نداره. به دوست عزیزم تبریک میگم بابت این همه سعی و تلاشش.

موسی رهبر
2 ماه 18 روز پیش

سلام . مصاحبه بی نظیر سرکار خانم بیک وردی بانوی موتور سوار لاهیجانی رو خوندم و احساس غرور و افتخار بهم دست داد که چنین بانوان شجاع و با انگیزه در استان گیلان زندگی میکنند. برایشان از خداوند موفقیت و سلامتی آرزومندم و امیدوارم مسئولین گیلانی خصوصا لاهیجانی درصدد این برآیند که با تشویق چنین بانوانی راه را برای حضور دیگر بانوان علاقمند به موتور سواری کراس و آماده سازی آنان جهت شرکت درمسابقات مربوطه هموار سازند. موسی رهبر – برزیل

شادی
2 ماه 18 روز پیش

مرسی اقای رهبر👍🙏

ویدا
2 ماه 17 روز پیش

بسیار عالی بود. برات آرزوی موفقیت دارم.

wpDiscuz