[su_frame align=”center”]3[/su_frame]

رشت رویایی- هر ساله دانش‌آموزان رشتی سهم زیادی در رتبه‌های تک رقمی و دو رقمی کنکور دانشگاه دارند. یا هر از چندگاهی اخبار مختلفی از موفقیت دانش‌آموزان رشتی و گیلانی در المپیادهای علمی کشوری و جهانی شنیده می‌شود. اما حقیقتاً چند درصد از این استعدادها به ثمر می‌نشینند و در فرآیند توسعه شهر خود نقش‌آفرین هستند و چند درصد از این استعدادها نادیده گرفته شده و هرز می‌روند.
والدین همه ما در گذشته دغدغه مشترکی به نام استعدادیابی کودکان و پرورش استعداد کودکان خود داشتند؛ دغدغه‌ای که هر چند امروزه به میزان گذشته نیست اما با وجود تمام تلاش‌ها، چالش استعدادیابی و تشخیص استعدادها برای والدین همچنان وجود دارد. با وجود اینکه امروزه شاهد بهبود شرایط هستیم اما به دلیل عدم وجود ساختار مناسب و نگاه سیستماتیک توسعه‌گرا شاهد خروجی کیفی نبوده‌ایم.
تحولات و اقداماتی که در یکی دو سال گذشته در رشت شاهد بودیم باعث شد بسیاری سودای توسعه رشت را در سر داشته باشند؛ سودایی که از ادبیات انتخاباتی کاندیداهای شورا گرفته تا کامنت‌های شبکه‌های مجازی می‌توان همه جا دید. اما وقتی به عملکرد مدیران، برنامه‌ها و اظهار نظرهای مختلفی که به گوش می‌رسد دقیق می‌شویم، این تصور به وجود می‌آید که معنا و مفهوم توسعه تا حدودی دچار کج‌فهمی شده و در نگاه عمومی و حتی سیاست‌گذاران شهری بیشتر از آن به عنوان توسعه فیزیکی، کالبدی و اقدامات عمرانی و سخت‌افزاری اتلاق می‌شود.
در حالیکه باید گفت، یکی از رکن‌های اصلی توسعه بحث آموزش و پرورش، استعدادیابی و توانمدسازی کیفی شهروند است. برای اینکه توسعه محقق شود باید شهروند توسعه‌یافته تربیت شود. در غیاب شهروند توسعه‌یافته، هرچقدر هم یک شهر دچار توسعه کالبدی شود، اهداف توسعه که ارتقای سطح کیفی زندگی، رفاه و آرامش است محقق نخواهد شد.
چند ماه پیش موضوع کمک مالی به دو دانش آموز مخترع رشتی که موفق به ثبت جهانی دستگاه زاویه سنج نجومی شده بودند برای حضور در نمایشگاه جهانی اختراعات در کشور سوئیس موضوع مناقشه بسیاری در شورا قرار گرفت. یا دو سال پیش اختراع پهباد خورشیدی دانش آموز رشتی مقام دوم را در جشنواره اختراعات جهانی کسب کرد اما او به دلیل عدم توانایی مالی امکان حضور در سوئیس را پیدا نکرد در حالیکه همان زمان پیشنهاد سرمایه‌گذاری روی ایده او و بورس تحصیلی از سوی چهار کشور مطرح به دست او رسید. این‌ها نشان از عدم وجود ساختار منسجم و نگاه توسعه‌گرایانه در سطوح مدیریتی و سیاست‌گذاری شهری ما است.
در زمینه ورزش هم همین مسئله حاکم است. وقتی به کشورهای توسعه‌یافته‌ای مثل آلمان نگاه می‌کنیم، تمرکز و سرمایه‌گذاری روی ورزش محلات در اولویت دیده می‌شود اما ما با وجود اینکه مدت‌هاست در خصوص توسعه ورزش محلات شعار می‌دهیم اما تا کنون این مهم محقق نشده است. در حالیکه توسعه ورزش محلات، استعدادیابی و شکوفایی استعداد کودکان می‌تواند ما را به کیفی‌سازی و توانمدسازی شهروندان برساند.
به طور نمونه یکی از انتقادهایی که امسال به تیم سپیدرود می‌شود، میانگین سنی بالای تیم است؛ تیمی که با اضافه کردن بازیکنان مسن غیربومی بسته شده و کمتر از جوانان بومی و استعدادهای منطقه در این تیم دیده می‌شود؛ زیرا اساساً ساختاری وجود ندارد تا این استعدادها شناسایی و روی آنها سرمایه‌گذاری شود. هرچند هرازگاهی استعدادهای جوانی مثل صادق محرمی و شایان مصلح ظهور می‌کنند اما ظهور این استعدادها نیز از آنجایی که ماحصل ساختار مشخصی نیست، لقمه حاضریِ تیم‌های دیگر می‌شوند.
متاسفانه این سرنوشت بسیاری از استعدادهای درخشان ما است که به دلیل عدم وجود نگاه توسعه‌گرایانه یا شکوفا نمی‌شوند یا در صورت شکوفایی، مورد حمایت قرار نمی‌گیرند. هرچند رشت به عنوان یک شهر فرهنگی در اذهان عمومی شناخته می‌شود اما اگر به چهره‌های علمی، ورزشی و افتخارآفرینی‌های هر از چندگاهی جوانان این شهر دقیق شویم، باید اعتراف کنیم که ما از بسیاری از ظرفیت‌های این شهر غافل بوده‌ایم؛ غفلتی که شاید به درک نادرست ما از توسعه مربوط شود.