[su_frame align=”center”]6[/su_frame]

رشت رویایی- آئین رونمایی از کتاب «رشت ۱۴۰۰؛ شهر شاد علوی» نوشته دکتر سید محمدعلی ثابت قدم شهردار سابق رشت عصر روز گذشته (دوشنبه ۳۰مرداد) در تالار گفتگوی مجمع متخصصین ایران مرکز آموزش و پژوهش گیلان با حضور اهالی رسانه، فعالین اجتماعی و حوزه مدیریت شهری برگزار شد.
در این مراسم دکتر ثابت قدم گفت: از مردم عزیز که خیلی از اوقات در خیلی از مجامع کنار ما بودند و امروز شما به نمایندگی از آن حامیان اینجا هستید، تشکر می کنم و خوشحالم به بهانه رونمایی از این کتاب در پایان مرداد ماه ۱۳۹۶ بار دیگر در خدمت مردم خوب و عزیزمان باشم. این کتاب ۴۵۰ صفحه‌ای مجموعه‌ای از نظریه‌، استراتژی، اهداف، برنامه و پروژه‌های پژوهش و تدوین شده برای تبدیل رشت به الگویی برای توسعه است.
او گفت: آنچه در بحث مدیریت شهری کل شهرهای کشورهای در حال توسعه به ویژه شهر رشت در مباحث توسعه ای باید مورد توجه قرار بگیرد، داشتن یک الگوی یا پارادایم مناسب ذهنی، عینی و عملی است که بتواند شهر را به سمت و سویی ببرد که صرفا یک سری ادبیات کلی گویانه نداشته باشیم.
عمر مدیریت شهری در ایران کمتر از صد سال است
ثابت قدم ادامه داد: همچنین سراغ موضوعاتی نرویم که فکر کنیم می توانند در جزییات ما را به گونه ای هدایت کنند که ممکن است با کلیات مطرح در سطح کشور ناهماهنگ باشد. اگر تمامی تئوری های مدیریت شهری در دنیا اعم از شهرسازی، طراحی شهری، معماری، جامعه شناسی شهری، اقتصاد شهری و تمام زیر شاخه های اداره یک شهر را بررسی کنید، می بینید که از دهه ۱۹۳۰ میلادی مستندسازی شده است. عمر مدیریت شهری در ایران کمتر از صد سال است. اولین طرح های جامع تفضیلی شهرسازی که از دل آن نحوه زندگی همه مردم در دنیا استخراج شده، از سال ۱۹۲۸ میلادی در اروپا و در کشور بلژیک، شهر بروکسل تحت عنوان «منشور آتن» بوده است. این منشور از سال ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ موجب این شد شهرها دارای ضابطه ای باشند که صرفا به نحوه ساخت و ساز اراضی و در عین حال تفکیک اراضی و زندگی های مردم در تردد و معابر می پرداخت.
شهردار سابق رشت همچنین گفت: در تمامی طرح های شهرسازی در آن سال ها نگاه انسان محورانه نداشتیم و هدف فقط زمین، ساخت و ساز و خودرو بود و طرح هایی که کیفیت مناسب برای این موارد را ایجاد می کردند، مورد تایید قرار می گرفت. از سال ۱۹۶۰ میلادی در طرح های شهرسازی بازنگری تفکری انجام شد و غربی ها و اروپایی ها به ویژه، اروپای مرکزی به این نتیجه رسیدند که طرح های شهرسازی نباید طرح های کالبد محور باشند و صرفا به ابنیه، ساختمان و معابر بپردازند. توجه صرف به این موضوع موجب از دست دادن نگاه انسان محورانه به شهرها می شود.
بدون نگاه انسان محورانه، دنیا با بحران های زیادی روبه رو می شد
دکتر ثابت قدم همچنین گفت: خودرو و ساخت و ساز برای افزایش کیفیت زندگی انسان است و اگر این موارد موجب افول کیفیت زندگی انسان شود، پایه های مزاحمی هستند که نمی توان آنها را مبنایی برای رسیدن به نقطه مطلوب زندگی دانست. مشکل اساسی ما نوع تفکر ما به زندگی انسانها در شهرهاست که اگر بدون نگاه انسان محورانه ادامه پیدا می کرد دنیا با بحران های زیادی روبه رو می شد. از ۱۹۶۰ میلادی و با گذشت بیست سال از جنگ جهانی، خرابی های ناشی از جنگ، افزایش خودروها، وسایل حمل و نقل عمومی سبب شد که شهرها به سوی توسعه با محوریت مبانی بهداشت محیط، محیط زیست و مباحث انسان محوری رفتند.
او افزود: وقتی به خیابان شانزه لیزه پاریس ۲۵۰ سال پیش نگاه می کنید، می بینید تقریباً برای عابرین پیاده ساخته شده است اما در حالی که در دهه ۱۳۶۰ میلادی یک خیابان کاملا خودرو محور بوده است. از دهه ۱۹۷۰ میلادی مهندسان شهرسازی این نتیجه رسیدند که این نوع نگاه دیگر فایده ای ندارد و انسان به ازای این گونه تفکر در اجرای شهر و استفاده از معابر شهری زیر سوال می رود. طراحان شهری به این سمت رفتند که شهرهایشان را دارای یک نگاه انسان محورانه کنند.
ثابت قدم گفت: به این ترتیب شهرهای کشور ما خودرومحور و شهرهای اروپایی انسان محور شدند و هرچه جلوتر رفتیم نگاه شهرها به سمت توسعه پایدار رفت به طوری که سازمان ملل به این نتیجه رسید که اگر قرار است شهرها دارای یک نقطه مطلوب آرمانی باشند، ما باید هرکاری کنیم که مبانی محیط زیست از جمله افزایش سرانه فضای سبز، کاهش آلایندگی زیست محیطی، کاهش خودروی تک سرنشین، افزایش حمل و نقل عمومی، خودروی با سوخت مناسب، ایجاد انرژی های پاک، انرژی های تجدیدپذیر و کاهش آلایندگی ها را رعایت کنیم.
باید شهر برای معلولین قابل زندگی باشد
او با اشاره به ضرورت توجه به حقوق شهروندی معلولان گفت: همچنین توجه به مباحث کالبدی شهر؛ حدودا ۱۵ تا بیست درصد جمعیت دنیا نقص عضو دارند یا معلول هستند که حق حیات دارند و باید فضاهای شهری به این سمت برود که آنها نیز مانند شهروند عادی زندگی کنند. عادی بودن زندگی وقتی مبنای عمل قرار گرفت عملاً خیلی از نگاه های انسان محورانه را به این سمت پیش برد که باید به افردای که نقص عضو دارند یا معلول هستند فکر کنیم.
ثابت قدم تاکید کرد: عملاً اروپایی ها نسبت به شرقی ها که خود بنیانگذار تمدن های اولیه بودند، با سرعت بیشتری در حال پیشرفت هستند و ذهنیت شان به سمت نگاه انسان محور پیش می رود. ماهایی که مدعی معنویت، مدنیت و مباحثی هستیم که جامعه را از مادیات و تعلق ذهنی دور کند و بگوییم که این ها ابزار هستند، اما با این حال بیشتر مادی فکر می کنیم.
او گفت: این رفتار مادی در خانواده و تمام مناسبت های ما شکل خود را پیدا می کند. ما احترام به طبیعت، فرهنگ کمتر مصرف کردن و تولید در حجم زباله و مصرف سوخت را باید از اروپایی ها یاد بگیریم. بیشتر از آنها لوازم آرایش، خوراک مصرف می کنیم و کمتر از آنها یک لباس را می پوشیم.
ممکن است با وضع اقتصادی بهتر این موارد بیشتر باشد، اما کاملا یک مقوله فرهنگی نهادینه شده و تربیت پذیر در جامعه ماست و یک افتخار محسوب می شود که آموزش های شهروندی دارد خلاف این موضوع عمل می کند و یا رفتاری نمی کند و ساکن و ثابت است.
شهردار سابق رشت گفت: اگر مثلث ثروت، قدرت و منزلت را مبنای عمل یک جامعه و جامعه شناسی یک محدوده جغرافیایی بدانیم خود به خود می بینیم که منزلت از نگاه مادی ما، همان تفاوت شرق و غربی است که ادعا می کردیم وجود دارد. و همان مثل معروف را به ذهن می آورد که به «غرب رفتم دیندار دیدم اما دین ندیدم، به شرق رفتم دین بود اما دیندار ندیدم». این تفاوت، ریشه استارتی بود که در گام اول با تمرکز خاص و مطالعه موردی رشت در این مجموعه تعریف و رعایت شده است.
آیا الزاما شاد بودن مترادف با ثروتمند بودن است؟
او با اشاره به کتاب «رشت ۱۴۰۰، شهر شاد علوی» تاکید کرد: مباحث تئوریکی که در مطالعات تطبیقی این کتاب رعایت شده است درباره چگونگی شاد بودن در کشورهای مختلف است. اینکه آیا الزاما شاد بودن مترادف با ثروتمند بودن است؟ آیا الزماً شادکامی و خوشبختی واژگانی عینی هم هست یا نه؟ اگر به نگاه انسان محور توجه کنیم، می بینم انسان محوری الزاما مبتنی نیست که اگر انسان بخواهد در هر جای دنیا زندگی کند در هرنقطه ای حتی در یک جزیره که ۲۴ ساعت از عمرش را نمی تواند ۲۴ ساعت و یک ثانیه در نظر بگیرد، عملا اگر بخواهد به آنچه در این ۲۴ ساعت برایشان در نظر گرفته، باید بتواند توزیع متوازن و متعادل کند، به یک نقطه از رضایت می رسد. این اتفاقی است که باید برای انسان ها در هر نقطه از جهان با هر میزان از ثروت برسد.
ثایت قدم افزود: در دوران دکترا و تدریس در دانشگاه تهران با کمک و راهنمایی های دکتر نقی زاده به این نتیجه رسیدم که باید مبانی کشور را پذیرفت و به جای تغییر در آن و ایجاد جنگ تئوری برای آن، باید پذیرفت «همینی که هست»، حال باید چه کار کرد که با استفاده از مبانی تئوریک به یک زندگی کیفتی تر علمی که انسان محورتر هم باشد، برسیم؟ کسانی که از ایران به کشورهای دیگر مهاجرت می کنند و به آدمهای دیگری تبدیل می شوند که این سوال را در ذهن می آورد که آیا نظم اجتماعی موجب این تغییر می شود؟ ایران چه جو محیطی یا اجتماعی دارد که باعث می شود زمانی که به تنهایی فکر می کنیم ممکن است خیلی خوب فکر کنیم ولی وقتی دو نفر می شویم خیلی بد فکرمی کنیم و وقتی هر چه تعداد بیشتر می شود، وضعیت بدتر می شود. این همفکری در سطح اجتماع به جایی می رسد که دیگر تحمل هم را نخواهیم داشت.
او ادامه داد: بررسی نقاط مختلف ایران ما را به این نتیجه رساند که تاثیر اقلیم و جو محیطی که یک رکن در توسعه زندگی انسانهاست و رفتار انسانها بر اساس آن شکل می گیرد، در یک منظر اجتماعی چگونه می تواند ما را به یک کیفیت مطلوب برساند.
ایدئولوژی های که در طول زمان به انسان می رسد نیز در این مسئله تأثیرگذار است. بیشتر ایرانی ها شیعه هستند و این موضوع فقط در کاغذ باقی نمی ماند، بلکه در خرده فرهنگ ها، خانواده، رفتار والدین با فرزندان، خواندن نماز نیز دیده می شود.
شهردار سابق رشت تاکید کرد: ما تنها با اقلیم هایمان زندگی نمی کنیم بلکه گویش های محلی مختلفی نیز داریم. جغرافیای اقتصادی مانند کشاورزی که در گیلان یک اصل است. وقتی که این موضوعات را به لحاظ مبانی مدیریت و جامعه شناسی کنار هم قرار می دهیم به یک نقطه مطلوب و واضح می رسیم که روح حاکم برای همه اینها در کشوری مثل ایران، قطعاً دین است. این موضوع موجب شد به بررسی معیارهای واقعی دین و اجزای آن بپردازیم و اینکه زیرشاخه ها و اجزای دین چگونه می توانند در زندگی به کارکرد و عمل برسند؟
شاخص های شادی آفرین در رشت
او افزود: این موضوع موجب شد به بررسی کتب مختلفی دینی از جمله قرآن و نهج البلاغه بپردازیم و استخراج نسبتا کامل از این منابع انجام دهیم و به معیارهای مطلوبی در کتاب شهر علوی رسیدیم. شاید شهر علوی برای کل ایران مناسب باشد اما وقتی آن را در یک کشوری مثل ایران مدل می کنید ممکن است برای شهر قم مناسب باشد ولی برای شهر رشت مناسب نباشد. بنابراین در شهری مانند رشت چنین مدلی را باید با فرهنگ که روی دیگر این موضوع است، ممزوج کنیم تا بتوانیم آن را به اختلاط برسانیم که با انجام این کار به شهر شاد علوی رسیدیم، چون در رشت یکی از مهم ترین مسایلی که دیده می شود، شادی است.
ثابت قدم گفت: این موضوع در دوره دوم حضور بنده در شهرداری رشت منتج به حرکت شهر رشت به سمت شهر جشنواره ها شد و همچنین ثبت شهر رشت به عنوان شهر خلاق خوراک و اتفاقات دیگر در بخش سینما، تئاتر، ورزش بانوان، اقتصاد کشاورزی، برندسازی ورزش قهرمانی با موضوع خاصی مانند باشگاه سپیدرود رشت که هویت و جمعیت در دلش نهفته بود، نمایان بود. تهدیداتی که در شهرهای دیگر وجود دارد مثل آلاینده های زیست محیطی، ریزگردها در تهران و کمبود منابع آبی ما را با بر آن داشت که با مطالعه سندهای بالادست ملی اعم از سندهای چشم انداز کشور، سند گیلان ۱۴۰۴، اشتغال گیلان در نمونه های مختلف توسعه، برنامه اول تا ششم توسعه که بخشی از آن در حال اجراست، برنامه مشخص طرح جامع ترافیک، طرح جامع ترافیک رشت که در دوره چهارم شورا تصویب شد، طرح تفضیلی شهرسازی، سند باز آفرینی و تمام موضوعات تئوریک در مقیاس جهانی و کشوری مورد نظر به یک بازخورد مخصوصی در حوزه محلی برسیم که همین شهر شاد علوی بود.
شهردار سابق رشت گفت: وقتی می گوییم شهری مثل رشت شاد است، باید ببینیم شهر در مدل شهر شاد علوی در معیاری مثل کرامت باید چه چیزی باشد؟ بر اساس آیات قرآنی می توان آن را به یک معیار قابل لمس تبدیل کرد.
آموزش های شهروندی باید براساس همین موضوع تدوین شود، مباحث مختلف پیشگیری، جلوگیری از بزه ها، ناهنجارهای اجتماعی باید در همین قالب تدوین شود.
به قالیباف گفتم ما بنا نمی سازیم که مقهور آنها شویم
او افزود: روزی در خدمت دکتر قالیباف مطرح کردم که شما پروژه ای مثل تونل نیایش یا پل صدر را ۲۶ ماهه می سازید که یک کار خاص در قاره آسیا است و ده هزار میلیارد تومان برایش هزینه می شود و همه جسارتی که در ساخت این ابنیه است، در حین اجرا و بعد از آن‌ به انسان منتقل نمی شود. به او گفتم یک نکته کاملا محسوس است که شهر را برای انسان ها نساختید، شهر را برای خودرو‌ها ساختید. ‌خودرویی که با ساختن چنین پل هایی محرک جدیدی برایش ایجاد می کنیم که شاید می توانستیم به جای ده هزار میلیارد تومان هزینه ساخت‌ آن، خیلی کارهای دیگری انجام دهیم، کارهایی که مجبور نباشیم زمان های بیشتری با خودرو به خیابان بیاییم و نه اینکه انسانها در مقابل ساخته های خود دچار حقارت شوند.
ثابت قدم همچنین گفت: ما بنا نمی سازیم که مقهور آنها شویم. این تفاوت فلسفه شرق و غرب است. ما بنا می سازیم که مقهورش کنیم، ابزار می سازیم که انسان را بتواند به کیفیت متعالی تر برساند. اما این ساخت و ساز مبتنی بر ژن شرقی نیست، ژن شرقی بر می گردد به اینکه انسان محوری را فلسفه زندگی خود قرار داده است و در تمامی زیر شاخه ها بر اساس همین مبانی این موضوع را مشاهده می کنید.
او به تاثیر برنامه شهری ارائه شده در کتاب «رشت ۱۴۰۰، شهر شاد علوی» بر حل مشکل بیکاری پرداخت و گفت: شهر رشت دومین شهر فشرده بعد از تهران است که یک جمعیت زیاد در یک مبحث کم است و اراضی اطرافش هم بر اساس داشته های کشاورزی قابلیت اقتصادی کامل را دارد. چنین ویژگی هایی در رشت ما را به این نقطه رساند که بر اساس این مدل می توانیم به چه دستاوردهای ملموسی در حوزه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی برسیم. مشخصاً این مدل در طول چهار سال، کل رشت را به ۳۰ هزار موقعیت شغلی می رساند. تقریباً می توان گفت با مدل شهرشاد علوی می توان با اجرای پروژه هایی مثل از مزرعه تا سفره و دیگر پروژه هایی که در ذیل آن تعریف شده است،‌ به بیکاری مطلق رساند.
شهر شاد علوی هویت گیلان و رشت را کاملاً معنادار می کند
ثابت قدم تاکید کرد: شهر شاد علوی هویت گیلان و رشت را کاملاً معنادار می کند و نتایجی که برای پروژه های رشت تعریف شده است را به یک برند در بخش تئاتر و سینما در مقیاس آسیا تبدیل می کند. فعالیت های کشاورزی را ساماندهی و مشخص می کند، اتکا به درآمدهای غیرپایدار مثل خلاف ساختمانی و زندگی های ناهنجار ناشی از آن را کم می کند.
او همچنین گفت: رشت همیشه جز اولین ها بوده اما در چند چیز جز بدترین های کشور است، مثلا آلوده ترین رودخانه های کشور را دارد. پیرترین استان کشور است. سرمایه اجتماعی بسیار پایینی در کشور دارد. در برخی آسیب های نرخ اجتماعی بسیار اوضاع وخیمی دارد، اما تمام اینها زمانی معنا دارد که تمام تمرکز خود را در ترویج فرهنگ بگذارید.
در شهر رشت و در بسیاری از شهرهای دنیا تمرکز برای اقتصادی شدن شهرها از دل فرهنگ بیرون آمد و از فرهنگ است که می توان به اقتصاد رسید نه برعکس. زیرا اگر از اقتصاد به فرهنگ برسیم بی فرهنگی خیلی رایجی را ایجاد می کنیم و انسان محوری را به حداقل می رسانیم.
ما زندگی نمی کنیم که پول تولید کنیم، ما زندگی می کنیم که پول تولید شده فرهنگ مان را متعالی کند، پس اگر قرار است فرهنگ متعالی خودمان با دست خودمان خراب کنیم پس بهتر است ساکت بنشینیم و کاری نکنیم.
ثابت قدم همچنین گفت: در شهر شاد علوی بحث مربوط به تعالی انسان قطعا با سرمایه ممزوج است و با اقتصاد تضادی ندارد اما اقتصاد هدفمند شده، کاملا متکی بر استفاده درست از منابع طبیعی و توسعه پایدار است و آنچه برای آیندگان یک افتخار را به همراه خواهد داشت.
مسلما تخریب اراضی جنگلی، توسعه افق شهر، توسعه کالبدی شهر، مهاجرت بی رویه از روستا به شهر، افزایش میزان دستفروشان در شهر مرکزی، افزایش خودورهای تک سرنشین یک تغییر ۱۸۰ درجه برخلاف رویه های فعلی خواهد بود که قاعدتا باید شهری ها را به سمت روستاها بکشاند.
این تفاوت ماهوی است که در زندگی در روستاهای اروپای مرکزی می ببینید که روستاها بسیار گرانتر از شهرها هستند.
شهردار سابق رشت تاکید کرد: در زیرشاخه‌های شادی تفاوتی که نهفته است و تفاوت محتوایی که با سایر شهرهای کشور دارد این است که قاعدتاً ما نمی‌توانیم امنیت را آنگونه ببینیم که شهرهای دیگر می‌بینند. اگر به طور کارکردی بخواهم مثال بیاورم این است که اگر یک بازاری از یک صنف خاص در شهرهای مرکزی می‌آید و مغازه‌اش را ساعت ده شب تعطیل می‌کند، ما نمی‌توانیم بگوییم که این فرهنگ باید در اینجا جاری باشد، همانطور که ما نمی‌توانیم ۸ صبح راحت از خواب بیدار شویم. و اتفاقات دیگری که می‌تواند بیفتد و باید بیفتد چون اقلیم، فرهنگ و زیست بوم ما به نوعی این ایمان را به ما اجبار می‌کند.
تشکیل وزارت شادی در کشور بوتان
دکتر ثابت قدم با مرور مطالعه موردی شادی در کشور بوتان گفت: در کشور بوتان تقریباً تولید ناخالص ملی و اقتصاد این کشور بسیار بسیار اوضاع نابسامانی داشت. سیستم حکومتی این کشور، وزارتخانه‌ای به نام وزارتخانه شادی راه‌اندازی می‌کند. در حقیقت نقش این وزارتخانه این بود که با آگاهی از اینکه ما نمی‌توانیم از یک جایی بیشتر در صنعت و کشاورزی منبع درآمد کنیم، کشوری باشیم شاد که همه‌ی مردم دنیا به کشور ما بیایند و شادی کنند و به ازای این شادی مبتنی بر فرهنگ خودش ما بتوانیم کاری کنیم که ثروتمان افزایش پیدا کند. یعنی از شادی برسیم به پول، نه اینکه از پول برسیم به شادی. و این اتفاق در گیلان باید بیفتد. ما نباید فکر کنیم که هر استانی دارای شهرک صنعتی است ما هم باید در یک رقابت برویم به سمتی که شهر صنعتی ایجاد کنیم در حالی که یک مشت لوله و بتن در زمین بکاریم، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. ولی همان پول در یک گردش اقتصادی مشخص خیلی از خانواده‌ها را از فقر نجات دهد، تحصیلات عالیه را برای خیلی‌ها فراهم کند، جلوی خیلی از بیماری‌ها را بگیرد و همینطور الی به آخر.
او ادامه داد: بنابراین انجام یک کار عمرانی نباید توجیه فرهنگی برای آن ایجاد شود که اصطلاحاً امروزه به آن پیوست فرهنگی می‌گویند. بلکه کارهای فرهنگی ما باید پروژه‌های عمرانی هدفمند داشته باشد. تفاوت در اینجا است. ما نمی‌رویم ابتدا پل بسازیم بعد آن را توجیه کنیم. ما قرار نیست پیاده‌راه بسازیم بعد بگوییم توجیه فرهنگی آن چیست. با توجیه فرهنگی آن، پیاده‌راه می‌سازیم. این تفاوت محتوایی است. وقتی که فرهنگ اصل می‌شود پس دیگر زیرساخت یک بهانه است. نمی‌گوییم ما چون آن زیرساخت را باید داشته‌باشیم، پیاده‌راه نسازیم. بلکه می‌گوییم پیاده‌راه می‌سازیم حالا اگر در مقوله فرهنگی اجرای چنین پیاده‌راهی نیاز به زیرساخت دیگری داشت اجرایمان را تکمیل می‌کنیم. این تفاوت نگاه انسان‌محورانه به یک جغرافیا با یک نگاه صنعت‌محور و خودرومحور است. و اگر همه این مقوله‌ها را در جهان دقت کنید، می‌بینید که نگاه مدرن دنیا به سمت این نگاه انسان‌محور پیش رفته است. یعنی خطاهایشان را انجام دادند، بعد از دویست و پنجاه سال در این مسیر افتاده‌اند که قدمت دانشگاه‌های ما در کشور میزان عقب‌افتادگی ما نسبت به آنها با یک تاریخ ۳۰۰ سال قدمت است. اما دانشگاه تهران کمتر از صد سال تاسیس شد؛ یعنی ما حدوداً یک تفاوت ۲۰۰ ساله را داریم. شما با دویست سال کمبود قدمت باید انتظار این را داشته باشید که دویست سال عقب‌تر زندگی کنید؛ بدیهی است و دیگر تعارف ندارد. ولی اگر قرار است این دویست سال را با یک سری میان‌بر طی کنید، قاعدتاً فکرتان این میان‌برها را طی کند نه عملتان. برای اینکه فکرتان طی کند قاعدتاً تئوری‌های فکریتان باید بتواند پیشبرندگی اعمالتان را داشته باشد. زیرا اعمالتان و منابعتان قاعدتاً بیش از یک اندازه‌ای نمی‌تواند میانبر را طی کند. میانبر باید از طریق افکار اتفاق بیفتد و افکار موقعی اتفاق می‌افتند که واقعیت‌ها دیده شوند و اعمال واقعی تبدیل به افکار واقعی شوند و افکار واقعی خودش تولید تئوری کنند. و این تئوری موقعی معنادار می‌شود که مبتنی بر یک واقعیت رفتارشناسانه از سوی ماها باشد که قبول کنیم که این واقعیت در جغرافیای ما چه بود.
این برنامه باید صحیح، به موقع و کیفی اجرا شود
ثابت قدم افزود: به همین دلیل بود که این بحث تدوین شد و انشاءا… امروز با حضور شما عزیزان رونمایی می‌شود. برنامه مدیریتی شهر هست که در هر حال با هر مجری‌ای باید اجرا شود. ارتباط ندارد که مجری‌اش چه کسی باشد. بزرگ‌ترین ارتباطش شاید این باشد که مجری آن باید کاملاً صحیح آن را اجرا کند، کیفی اجرا کند و به موقع اجرا کند. چون اگر به موقع اجرا نکند ممکن است بعضی از تناسبات برنامه ای آن بهم بریزد، کیفی اجرا نکند ممکن است به برخی از اهداف نرسد و اگر صحیح اجرا نکند ممکن است از بعضی از اهداف استراتژیکش دور شود.
او ادامه داد: برای اینکه این اتفاق بیفتد قاعدتا با توجه به واقعیت‌های موجود کشور (حال با هر کیفیتی) به طور نمونه مدیریت واحد شهری نداریم، دخالت دولت‌ها را در حقوق ملت زیاد داریم، ملت‌ها خودشان نسبت به حقوق خودشان کمتر اشراف ندارند، وظایف خود را نیز خیلی وقت‌ها نمی‌دانند، به این ترتیب درآمد هزینه شهرها با هم نمی‌خواند. قاعدتاً با همه‌ی این واقعیت‌ها ما باید قبول کنیم که نیاز به یک اسلوب و مسیر برنامه‌ریزی شده داریم تا منابع خود را هدر ندهیم (مالی، زمان و غیره). علیرغم تمام بحث‌هایی که در کلان موضوعات سیستم کشور ممکن است افراد داشته باشند، بنده شدیداً قائلم به اینکه مقوله جدایی دین از سیاست وقتی کارکردگرایانه شود، کاملاً به خروجی‌های موثر می‌رسد. به عبارتی دیگر نیاز نیست این جدایی رخ بدهد. ما در این کتاب سعی کردیم این را اثبات کنیم. دین در حوزه اجتماعی و زندگی اجتماعی می‌تواند تاثیر بگذارد و زندگی اجتماعی ما را با نگاه دقیق کیفی به مطلوبیت برساند. به طوری که به جای معنویتی که در دنیای دیگر برای ما تداعی می‌کنند، معنویت و انسان‌محوری در همین زندگی کاملاً عینی می‌شود. فکر می‌کنم این پارادیم مدیریتی و این تئوری قبلاً به این شکل، کارکردگرایانه و محسوس نبوده و ما سعی می‌کنیم این را به تایید مراجع محترمی که در صدر کشور در این موضوعات بر سر کار هستند، برسانیم. و انشاءا… بعد از این هم کارکرد عملی‌اش خود را به صورت عینی داشته باشد، مشروط بر اینکه مشارکت شما شهروندان پشتش باشد، حمایت‌های شما شامل حالش شود، آگاهی بخشی از وظایف اجرای آن مورد نظر قرار گیرد و غیره.

[su_frame align=”center”]2[/su_frame]

[su_frame align=”center”]5[/su_frame]

[su_frame align=”center”]7 (2)[/su_frame]

[su_frame align=”center”]9[/su_frame]

[su_frame align=”center”]8[/su_frame]

[su_frame align=”center”]4[/su_frame]

[su_frame align=”center”]1[/su_frame]

[su_frame align=”center”]10[/su_frame]

[su_frame align=”center”]3[/su_frame]

[su_frame align=”center”]11 (2)[/su_frame]