Chat540

رشت رویایی، مجتبا پورمحسن- شاید یکی از خاص­ترین ویژگی های انسان نسبت به موجودات دیگر، داشتن قدرت ارتباطی قوی با هم­نوع است. بارها شده که وقتی در یک برنامه تلویزیونی می­بینیم که مثلاً دو خرس چگونه با ایما و اشاره با هم ارتباط برقرار می­کنند، حیرت زده می­شویم و همدیگر را نگاه می­کنیم که یعنی چقدر خوبند! چقدر با هوشند! بلدند با هم ارتباط برقرار کنند! یعنی اینقدر قدرت برقراری ارتباط با همدیگر را منحصر به انسانها می­دانیم که حیرت می­کنیم سر سوزنی از این قدرت را موجودات دیگری هم داشته باشند.

اگر از ده انسان بپرسید که این قدرت ارتباطی ریشه در چه چیزی در وجود انسان دارد، احتمالا هر ده نفرشان این قدرت را به عقل نسبت می دهند. به نسبت قدرت ارتباطی و عقل باز خواهیم گشت، اما اول مختصری در باره ی پدیده چت کردن خواهیم گفت.

چت امکانی است که تکنولوژی جهان مدرن در اختیار انسان­ها قرار داده و می­توان آن را پدیده ای قرن بیست و یکی دانست که با همه­گیر شدن شبکه جهانی اینترنت و گسترش دنیای مجازی به پدیده­ای جهانی وبه روز تبدیل شد. چیزی که چت را از دیگر امکان­های ارتباطی مجزا کرد، امکان پنهان ماندن و ساختن شخصیت در پس یک عنوان جعلی بود. درست است که با گسترش امکانات چت­های تحت برنامه­های اینترنتی امکان ارتباط صوتی و تصویری نیز به وجود آمد، اما ماهیت چت در ندیده شدن و پنهان شدن پشت یک اسم جعلی معنا یافت. با این توضیح که طرفین توافق می­کردند که هرکدام، با اسمی جعلی یا اسمی منحصر به همان ارتباط در مقابل هم قرار گیرند. این امکان برای انسان که همیشه وسوسه استفاده از توانایی چند چهره بودن را با خود دارد، آنقدر جالب بود که چت همچون ماده­ای مخدر همه­گیر شد.

پدیده­ی چت چند ویژگی وسوسه­آمیز دیگر داشت که باعث شد این­چنین محبوب قلب­ها شود. در چت، فرد خودش تصمیم می­گیرد چقدر از خودش را افشا کند و امکان افشای بخش­هایی از خود که در دیدار فیزیکی ممکن است به صورت کنترل نشده افشا شود، به حداقل ممکن می رسد.

از طرف دیگر در چت، طرفین هیچ الزامی برای سخن گفتن درباره­ی گذشته ی خود، یا بخش­هایی از گذشته­ی خود ندارند.

تازه اگر هم سر درددل باز شود و یک طرف ناخواسته چیزی را بگوید که قصد نداشته افشا کند خیلی راحت می­تواند ارتباط را قطع کند و گناه این کار را هم بیندازد به گردن شرکت ارائه­دهنده سرویس  اینترنت! به عبارتی در چت، آدم­ها خیلی مسوولیتی در قبال آنچه می­گویند برای خود احساس نمی­کنند.

البته همه اینها مربوط به زمانی بودکه پای نرم افزارهای پیام­رسان موبایلی به زندگی امروز بازنشده بود. با ظهور این برنامه­ها، سویه­ی دیگری از ماهیت چت عینیت یافت. در چت­های موبایلی، غالباً طرفین همدیگر را می­شناسند و یا شناختی حداقلی از یکدیگر دارند. بنابراین برخلاف چت­های سابق، طرفین اطلاعات پرسنلی از همدیگر دارند، اما باز هم آن­چه چت را برای کاربران جذاب­تر می­کند، جدای از علاقه ذاتی بشر به ارتباط، امکان کنترل و عدم بروز آن دسته از احساساتی است که در لحظه­ی نگارش یک جمله در قالب چت نمی­خواهیم طرف مقابل از آن اطلاع داشته باشد. وقتی دو انسان توی چشم همدیگر نگاه می­کنند، تنها با کلماتی که به زبان می­آورند حرف نمی­زنند، آنها با چشمان­شان هم با یکدیگر گفت و گو می­کنند. چشم­ها خیلی چیزها را لو می­دهند، از طرف دیگر از قدیم شاعر هم که گفته رنگ رخسار خبر می دهد از سر درون!

حتی صداها نیز می­توانند خیلی چیزها را افشا کنند. وقتی کلمات از طریق صدا ادا می­شوند، احساس گوینده را با صدا نیز منتقل می­کنند. اما چت، این فضای جادویی باعث می­شود آدم­ها به راحتی حرف­های قشنگی بزنند که به آن اعتقاد ندارند، چیزهایی بگویند که اگر توی چشمانمان نگاه کنی می­فهمی که آدم آن حرف­ها نیستند و خیلی اما و اگرهای دیگر!

برگردیم به نسبت قدرت ایجاد ارتباط انسانها با یکدیگر و نسبت­شان با عقل. عقل، همین عقل بشری به من می­گوید شاید بعضی از موجودات دیگر دنیا یک دهم توانایی انسان در ایجاد ارتباط را داشتند تا به حال تمام کهکشان­ها را با هم فتح کرده بودند. اما انسان، بی­آنکه بداند از تمام قدرت­هایش علیه خودش و به عنوان ­نیرویی ویرانگر استفاده می­کند.

چت، فیلم نوآور خوش­ساختی است از مرثیه­ای که انسان از توانایی­هایش علیه خودش سر می­دهد.