رشت رویایی- سی و چهارمین نشست توسعه گیلان با موضوع پیش نیازهای فعالیت‌های مولد با تاکید بر شرایط ویژه گیلان با حضور دکتر حسن افراخته، استاد تمام دانشگاه خوارزمی و رییس انجمن جغرافیای برنامه‌ریزی روستایی و دکتر کیوان محمدی، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی گیلان برگزار شد.

در ابتدای برنامه دکتر افراخته گفت: مطالعه اقتصادی روستاهای کل کشور و به ویژه گیلان یک سری ویژگی مشترک را به ما نشان می‌دهد. اول این‌که شیوه سنتی تولید بر شیوه‌های دیگر تولید مسلط است. این تولید در کنار رنج و مشقت بسیار بهره‌وری بسیار پایینی دارد. محیط زیست را تخریب می‌کند و خدمات لازم و بایسته و شایسته را دریافت نمی‌کند. در نتیجه یک نوع فعالیت صنعتی مدرن را نیز شاهد نیستیم و به تبع بیکاری نسل جوان را به دنبال دارد. همچنین در پی این فرایند جمعیت‌گریزی از کل روستاها و گیلان به سوی شهرهای بزرگتر اتفاق می‌افتد و در مقابل نقاط مختلف روستایی و پیراشهری ایران با جمعیت مسن سایر استان‌ها جایگزین و پر می‌شود.

او در ادامه گفت: آیا می‌توان گفت تلاشی در این چهل سال صورت نگرفته است؟ اگر این را بگوییم واقعا منصف نبوده‌ایم. از انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۶۷ یازده برابر دوره پهلوی برای کل روستاهای ایران خرج شده است. جهاد سازندگی در ابتدای انقلاب با جان و دل در روستاهای مختلف خدمت کرد. سازمان برنامه و بودجه کتاب «‌بررسی راههای افزایش درآمد روستاییان گیلان» را در سال ۱۳۸۴ منتشر کرد و در آن به طور کامل توضیحاتی‌ در خصوص افزایش درآمد و معیشت پایدار داده شده، اما آن چیزی که مد نظر بوده، حاصل نشده است.

فرایندهای قانونی ایجاد اشتغال در مجلس طی شده

افراخته به برنامه ششم توسعه اشاره کرد و گفت: در همین راستا، بسیاری از دانشمندان و مجلسی‌های ایران در ماده ۲۷ برنامه پنج ساله ششم قانونی را مصوب کرده و دولت را موظف به شناسایی روستاها و کشف ظرفیت‌های طبیعی، اقتصادی، انسانی و اجتماعی کردند تا بگویند که چه کاری انجام شود تا با حمایت دولت و بانک‌ها شغل پایدار ایجاد شود. در راستای این دستور اکنون سازمان‌های برنامه و بودجه در سرتاسر کشور و در کنارشان سازمان بنیاد مستضعفان و شعباتش به ویژه بنیاد برکت و بنیاد علوی هزینه‌های گزافی کردند. مثلا شاید برای روستای لنده و ۲۵ روستای دیگر در شهرستان ایلام حدودا یک میلیارد و دویست هزینه در نظر گرفته شده است تا وضعیت‌ روستاها را بهبود بدهند و معیشت پایدار ایجاد کنند. اما آیا این هزینه‌ها و برنامه‌ها به نتیجه می‌رسد یا نه، بهتر است بیشتر فکر کنیم که دچار پشیمانی نشویم.

این استاد دانشگاه خوارزمی درباره راهکارهای ارائه شده از سوی مشاوران برای توسعه گیلان گفت: البته بسیاری از مشاورانی که برای ارایه راهکار تعیین می‌شوند، بومی نیستند، متعلق به استان‌های دیگر هستند. چون خودشان نیستند از دانشجویان استفاده می‌کنند و پایه گزارش‌هایی که دریافت می‌کنند گزارش‌های استانی است و با مردم هم ارتباط چندانی نخواهند داشت. اول با آب و تاب ابتدا مطالعات مرفولوژیکی و اقلیم‌شناسی انجام می‌دهند و منابع آب و خاک را و نیروی کار بررسی می‌کنند. باید هم این کار را بکنند، بدون این مطالعات ارایه راهکار میسر نیست. اما ممکن است بگویند که باید کشت برنج، بادام زمینی، پرورش اردک، کشت چای، دامپروری، مرکبات، نوغانداری، دامپروری‌، گردشگری، صنایع دستی، روستایی، کشت گیاهان دارویی، کلوچه سازی و.. توسعه پیدا کند که همه این‌ها در کتابی که ذکر کردم، آمده است.

کشت چای بی‌رونق است، ۷۰ درصد چای مصرفی وارداتی است

دکتر افراخته با طرح سوالاتی اساسی، بعضی راهکارهای پیشنهادی را به چالش کشید و گفت: مشاور نیز می‌گوید در کنار تالاب انزلی ماهی‌پروری و دامپروری میسر است. اما پیش از آن باید یک سری سوالاتی برای خود داشته باشیم که درصدد پاسخ به آن‌ها بربیاییم. مثلا چرا از سال ۵۵ ‌میزان کشت چای ایران از ۳۰ هزار هکتار به زیر ۱۹ هزار رسیده است، در حالی که ۷۰ درصد چای ایران از خارج وارد می شود و موجب شرمندگی است که در منزل خودم، من چای ایرانی می‌خورم ولی فرزندانم نمی‌خورند.

او افزود: چرا باغ‌های توت که به منظور پرورش کرم ابریشم تمام نقاط ایران که آب‌خور نبود حتا ییلاق‌های کوهپایه‌ای را پرکرده بود، امروز کف‌پر شده و کارخانه نخ صومعه‌سرا تعطیل شده است. در سالیان نه چندان دور، صنایع فراوری این محصول در فصلی که به آن گدا بهار گفته می‌شود یک شادابی ایجاد می‌کرد. مرکز این محصول آستانه اشرفیه بود و ارتباطش تا خراسان و تربت حیدریه برای فرآوری محصول و تبریز برای صادرات آن کشیده می‌شد.

رییس انجمن جغرافیای برنامه‌ریزی روستایی ادامه داد: چرا کشت برنج روز به روز کاربری خود را از دست می‌دهد؟ براساس مطالعه کارشناسی شده در ۱۵ سال اخیر حدود ۶۰ درصد کاهش کشت برنج داشته‌ایم. ما به کشاورز می‌گوییم از این به بعد برنج تولید کن! جواب می دهد من همین برنجی را که دارم چه کار کنم؟ چرا دامداری سنتی در سراشیبی سقوط قرار دارد؟ چرا فرآوری نیشکر، کنف و گونی بافی تعطیل شده است؟ ساخت سفال، بافت فرش‌، حصیر و نمد از رونق افتاده است. مگر جهاد جانانه برای فرش و سفال اقدام نکرد و کوره نساخت و حمایت نکرد، پس چه شد؟ اگر سفال بد است چرا در اروپا در انگلیس و آلمان سفالی است؟ الان به جایی رسیدیم که من در کلاس‌‌هایم می‌گویم باید روزی برسد که قیمت گاز آن‌قدر گران شود تا ما برای گرم شدن جوراب پشمی بپوشیم. الان هم زنان گیلانی جوراب پشمی می‌دوزند اما بازار ندارد.

دکتر حسن افروخته گفت: متاسفانه دو مساله خیلی جاذب است. یکی اینکه تا اتفاقی می‌افتد بحث گردشگری و دولتی بودن به میان می‌آید و می‌گویند خصوصی شود حل می‌شود. می‌خواهم بگویم خصوصی‌سازی چه کاری برای استان کرده است و چقدر پایداری داشته است یا ضربه زده است.

فقر منابع نداریم، فقر فرصت، فقر امنیت و فقر قدرت داریم

او همچنین گفت: برای جستجوی عوامل این دو نگاه باید مبنای نظری مستحکم را مورد مطالعه قرار دهیم سازه‌های ذهنی را بسنجیم، به جایگاه حق مالکیت بپردازیم، نظام قاعده‌گذاری و پاداش‌دهی را هم ببینیم. اگر بخواهیم برنامه ششم توسعه را مبنا قرار دهیم، برنامه ششم توسعه بانک‌ها و دولت را موظف کرده است که در راستای یافته‌های پژوهشگران امکانات مالی در اختیار بگذارد که کار صحیحی و درستی است. اما این تنها می‌تواند فقر منابع را حل کند. اما فقر منابع یک فقر فیزیکی است و سه فقر دیگر فقر فزاینده است و تا زمانی که درست نشود فقر منابع کاری از پیش نمی‌برد. فقر فرصت، فقر قدرت و فقر امنیت سه فقر فزاینده است. فقر امنیت در کشور به معنای عدم امنیت در کشور نیست، بلکه وقتی فردی نتواند به آموزش با کیفیت دست پیدا کند یعنی امنیت ندارد. فقر امنیت یعنی به شغلی که مورد علاقه‌تان است نمی‌توانید دست یابید.

استاد دانشگاه خوارزمی در توضیح فقر فرصت گفت: فقر فرصت یعنی فرصت قرار گرفتن در جاهایی که بتوانید استعدادت را شکوفا کنید نخواهید داشت. بسیاری از دانشمندان جامعه‌شناس مثلا می‌گویند سیاهان و زنان کارایی ندارند. اما باید گفت آیا این‌ها در جایی قرار گرفتند و خودشان را نشان ندادند یا اصلا درجای خود قرار نگرفتند؟ اگر ناکارآمدی بیست علت داشته باشد یک علت ممکن است به فرد مربوط باشد. فقر قدرت هم یعنی صدای‌شان شنیده نمی‌شود. تریبونی ندارند که حرف شان را بزنند. منظور از فقر قدرت، مسئله سیاسی نیست. مثلا دامداران تریبون ندارند، قصابان به آن‌ها اجحاف می‌کنند. اگر به این نتیجه رسیدید که باید اردک پرورش دهید آن موقع که وزارت بهداشت اعلام می‌کند طاعون مرغی شیوع پیدا کرده، بنابراین مرغ و اردک نخرید، آن وقت بیایید از این‌ها دفاع کنید. ببینید می‌توانید دفاع کنید و مرغ‌های‌شان را در بازار بفروشند؟

دکتر حسن افروخته سازه‌های ذهنی را دومین عاملی دانست که به نظام تصمیم‌گیری خط مشی می‌دهد که چه منابعی را به چه کاری تخصیص دهد. او گفت: در کشور ما سوداگران هستند، نظریه پردازان لیبرال هستند و دولتی متکی به نفت وجود دارد با تصمیم‌گیری چنین افردای که در دولت هستند که شب و روز فریاد می‌زنند که باید خصوصی شود و دولت بد است. اما چهل سالی است که می‌بینم خودشان پایشان را از دولت بیرون نمی گذارند. اگر دولت بد است پس چرا خودشان پایشان را بیرون نمی‌گذارند؟ اینها یک نوع تفکر منحط فرد‌گرا را قالب کردند که هیچ کسی‌، کسی را نمی‌شناسد و اخلاق را زیر پا گذاشته‌اند. این‌ها نظام تصمیم‌گیری ایران برای تخصیص منابع را به اشتباه می‌اندازد و در نتیجه توان تاب‌آوری را کاهش می‌دهد. اگر تاب‌آوری (Resilience) قرار است باشد و قدرت داشته باشد عنصر گوهری آن، تخصیص بودجه دقیق و بجاست.

در تضمین حقوق مالکیت رتبه ۱۰۷ را داریم

رییس انجمن جغرافیای برنامه‌ریزی روستایی تاکید کرد: اگر تضمین حقوق مالکیت را بررسی کنیم معاملات دو نوع هزینه دارد و اگر این هزینه بالا برود امکان انجام معاملات کم می‌شود. هزینه‌های معاملات یکی حسابداری است که دقیق و مشخص است. اما یک چیز دیگر هم داریم که هزینه‌های بروکراسی است که در واقع هزینه تسریع انجام کار است که نابود‌کننده است. از نظر تضمین حقوق مالکیت در ۱۳۰ کشور جهان ما رتبه ۱۰۷ را داریم که زیبنده ما نیست. کشور اول فنلاند است و کشور آخر یمن. کشوری با عظمت ایران نباید در این رتبه باشد. آقای پروفسور ثبوتی می‌گوید در ایران دو سوم نیروی کار و مدیریت مانده که یک سوم کار کند که آن هم به نتیجه نمی‌رسد.

این استاد دانشگاه به نقش مخرب سوداگری در اقتصاد کشور اشاره کرد و گفت: از نظر نظام قاعده‌گذاری، توان رقابت فعالیت‌های تولیدی هیچ‌وقت بالا نیست. یعنی فعالیت تولیدی نمی‌تواند با سودا‌گری‌ها رقابت کند. همه کشورهایی که ترقی کردند این موضوع را درک و به آن عمل کردند که تولید قابلیت رقابت با فعالیت‌های سوداگری را ندارد. برای این‌که ده‌ها نااطمینانی‌ دارد. نااطمینانی جو و زمین دارد مثل بارش برف و خشکسالی؛ و نااطمینانی اجتماعی مثل بازار دارد. گوچه فروش جنوب کرمان می‌گفت من بیست جعبه گوجه که به بازار می‌برم، محصول سه جعبه هزینه خود ۲۰ جعبه می‌شود. دو تا جعبه محصول، ترازودار می‌گیرد، یک جعبه دلال می‌گیرد. هشت جعبه می‌رود و ۶۸ درصد برای من می‌ماند.

او ادامه داد: چارلز عیسوی کتابی دارد به نام «تاریخ اقتصادی ایران» که اقتصاد ایران در دوره قاجار را مورد بررسی قرار داده و یعقوب آژند هم آن را منتشر کرده است. او می‌گوید در آن زمان واسطه‌گری مانع تولید بود و اکنون هم همین‌طور است. جنبش تنباکو هم می‌گفت تجارت شده دلالی کالای خارجی. الان هم همی‌نطور است. مهندسین مشاور هاروارد نیز کتابی در مورد ایران دارند که آنجا نیز ذکر شده که ایران محال است بتواند فعالیت تولید پویایی داشته باشد زیرا در ایران تجارت پول در ایران بسیار سود‌آور است و مبارزه با فساد انفعالی است، پسین است و پیشگیری نمی‌کند.

دکتر افروخته در مقایسه توسعه در دو کشور کره جنوبی و ایران گفت: آقای تام هیو وت در کره کار کرده است. کره نیز مانند ایران قبل از انقلاب به امپریالیزم وابسته بوده است. اما شرایط یکسان نتیجه متفاوت بوده است. او سرمایه خارجی وقتی مفید دانست که راه‌های رانت و دلالی گرفته شود. سرمایه خارجی درست در جای مناسب خرج شود. کره این کار را کرد. دوم این‌که برنامه ریزی خیلی دقیقی را مدون کرد و سوم برنامه‌ریزی دقیقی برای مبارزه با فساد کرد.

چین ۳۰ بانک دارد، ایران هم ۳۰ بانک

او در تشریح وضعیت ارز و نظام بانکی ایران گفت: سودا‌گری ارز را خشکاند. در حالی که هنوز در تهران برای خرید ارز صف می‌مانند تا با فروش در بازار آزاد سود بیشتری کنند. اخیرا کسی در صف مانده بود و ۲۵۰۰ سکه گرفته بود. وقتی به آقای جهانگیری گفتند اظهار تعجب کرد. حق داشت تعجب کند چون سازه‌های ذهنی درستی نداشته است. کره بانک‌ها را ملی کرد. الان چین با آن عظمتش ۳۰ بانک دارد ما هم ۳۰ بانک داریم. این بانک‌ها چه می‌کنند؟ خلق کالا و پول می‌کنند؟ پس چرا این‌قدر پول دارند؟ کره تجارت خارجی را کنترل کرد. در ۱۵ سال اخیر سالانه ۴۵ میلیارد کالا وارد ایران شد که ۳۰ میلیارد دلار آن کالاهایی بوده که در ایران نیز تولید می‌شود. حتی انگور شیلی نیز به کشور وارد می‌شود. می‌گویند پنج نفر حق واردات میوه به داخل را دارند و هر نوع میوه‌ای که بخواهند وارد می‌کنند. به همین ترتیب سلطان‌های مختلف واردات داریم. می‌گویند چادر مشکی را فقط یک نفر وارد می‌کند. یک نفر یا پنج نفر مهم نیست. مهم این است که اگر داخل تولید نمی‌شود وارد شود. اما این‌طور نیست. می‌گویند ۲۱۷ نماینده مجلس نامه نوشتند که تعرفه گمرک واردات ماشین های لوکس کم شود. این نامه را با عهدنامه ترکمانچای مقایسه کنید که خواسته بودند گمرک واردات کالاهای خارجی کم شود. در سرنگونی دولت مصدق هم خواسته بودند که حق گمرک کالاهای وارداتی ۵ درصد باشد و بیشتر از آن نباشد. در حالی که امروز خودمان همین کار را می‌کنیم. به نام تولید شغل! من نمی‌گویم از روی صداقت نیست. اما اگر از سر صداقت هم باشد، بدون آگاهی است و نتیجه یکی می‌شود.

دکتر افروخته ادامه داد: در توضیح سواداگری به این نکته توجه کنید. تورم که در طول سالیان ۳۷ برابر شده، قیمت اجاره خانه در تهران ۷۲ برابر شده، قیمت مسکن ۹۶ برابر شده، قیمت زمین ۱۱۷ برابر شده! خب با این اوصاف چرا باید با هزار نفر طرف شود با زالو و آب و سرما و گرما طرف شود که بخواهد برنج تولید بکند؟از طرف دیگر حمایت از مصرف کننده در ایران چه جایگاهی دارد؟ سازمان عریض و طویلی برای این امر وجود دارد. و‌لی معیاری است که اگر سه راس داشته باشد یکی آموزش است. یعنی به مردم آموزش داده شود که تکلیف‌شان چیست. ما این بخش را انجام می‌دهیم اما حقوق‌شان را به آن‌ها نمی‌شناسانیم. دوم نهادهای حمایتی است که یا وجود ندارد یا دیدگاه اشتباهی دارند: جریمه می‌کنند. خب، جریمه که مشکلی را حل نمی‌کند. یکی از اساتید دانشگاه زاهدان می‌گفت که من رفتم در فرانسه نوشابه خوردم بعد دیدم تاریخ مصرفش گذشته. به طرف گفت می‌خواهد شکایت کند. به او گفتند هرچه می‌خواهی بردار این هم پولت. اما یک دوست دیگری برای شرکت در یک مراسم عروسی به گرگان رفته بود. نان خریدم دیدم در نان سوسک است. گفت مجلس‌ ما بهم خورد و ان موقع من رفتم شکایت کردم ۵۰۰ هزار تومان به پول آن موقع ضرر کردم طرف جریمه شد به پرداخت ۳۰۰ هزار تومان به نفع دولت! خودم چیزی گیرم نیامد!

در حمایت از حقوق مصرف‌کننده ضعف داریم

رییس انجمن جغرافیای برنامه‌ریزی روستایی به غفلت از مساله حمایت از مصرف‌کننده در ایران پرداخت و گفت: سومین ضلع حمایت از حقوق مصرف‌کننده، هزینه شکایت است یعنی وقتی کسی درد‌ی داشت سریع‌، قاطع و ارزان بررسی شود. تا این نباشد محال است توسعه اتفاق بیفتد. متاسفانه این مثلث در ایران بسیار کوچک است. دفاع از مصرف‌کننده به معنی کشتن تولید‌کننده نیست. حمایت تولید‌کننده، رسیدگی به دردهایش است و باعث تولید بهتر محصولاتش، افزایش علم و ذخیره دانایی‌اش می‌شود.

او افزود: ذخیره دانایی ده درصد از علم آشکار است که در دانشگاه‌ها داریم. در همه جای جهان، دانش آشکار، ده درصد محصول دانشگاه است و ۹۰ درصد دانش ضمنی است که در حین کار حاصل می‌شود. مثلا کسی که در دانشگاه توکیو درس می‌خواند، بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی در راس مدیریت قرار نمی‌گیرند بلکه با تلاش و با کار به دانش لازم می‌رسد.

استاد گیلانی دانشگاه خوارزمی، فناوری را دارای چهار پایه دانست و گفت: این چهار پایه، یکی ماشین است که خریداری می‌شود. سه تای دیگر یکی سرمایه اجتماعی است. خسارت زدن به سرمایه اجتماعی خیلی بدتر از آن که تمام شهرهای ما ده بار بسوزند. اگر سرمایه اجتماعی فرو بریزد ساختنش کار محالی است. پایه دیگر هماهنگی سازمانی است که در کشور ما وجود ندارد. زیرا بعد از دانشگاه باید وارد محیط کار شوند که به دانش ضمنی برسند. پایه دیگر اطلاعات است. ما باید اطلاعات‌محور باشیم تاریخ ایران را بشناسیم. زیرا مخزن الاسرار است. مردم ما امیر‌کبیر را نمی‌شناسند. ما بدهای تاریخ ایران را نمی‌شناسیم. با کراهت می‌توانم بگویم که مردم ما شاه را نشناختند که اکنون عده‌ای می‌گویند دوران شاه بهتر است.

او به مقایسه دخالت دولت در بازار ارز و عدم دخالت آن در کشاورزی اشاره کرد و گفت: دانش آشکاری که اکنون داریم خلاقیت‌کُش است تا خلاقیت‌محور. این دانش نمی‌تواند پیش بینی کند. چون نمی‌تواند پیش‌بینی کند نمی‌تواند راهکار ارائه دهد. بنابراین تمام تولیدات‌مان با ناملایمات طبیعی رو به‌رو هستیم، چه خشکسالی باشد چه باران. کشاورزان ما در مرحله شخم، کشت، داشت و برداشت دچار مشکلات زیادی هستند. بعد می‌گویند دولت نباید دخالت کند. نمی‌دانم در کشور ما چرا این‌قدر از دولت بد می‌گویند؟ اگر دولت نمی‌تواند دخالت ‌کند پس چرا در زمینه قیمت خرید پراید و دلار دخالت کرد؟ اما اگر به کشاورزان و مراکز بهداشتی دخالت کرد بد است؟

کشاورزی برای کشاورز نمی‌صرفد

دکتر حسن افروخته در جمع‌بندی ارزیابی راهکارهای ارائه شده گفت: ما به کشاورز می‌گوییم برنج بکار، می‌گوید برنج بکارم که چه بشود؟ کشاورزان به امید آن‌که برنج گران شود برنج خود را نگه می‌دارند، اما نمی‌شود چون وارد می‌کنند. با نگاهی به چای متوجه می‌شویم آنچه از تولید چای به کشاورز به صورت نسیه می‌رسد حدود ۲۵ درصد است. به کارخانه‌دار ۲۵ درصد می‌رسد‌ که هر دو نارضی هستند. از سال ۱۳۶۸ با تعدیل ساختاری که در سازمان چای اجرا شد حدود ۱۳۱ هزار تن چای خشک ماند و فروش نرفت که موجب رها کردن باغ‌های چای توسط چایکاران شد. چرا؟ در حالی که ما بار هم داریم عرض کردم ۷۰ درصد چای مصرفی در کشور وارداتی است.

او در تشریح وضعیت پیله کرم ابریشم و دامداری گفت: پیله بهترین کشت مکمل برای کشاورزان در زمانی بود که محصول سال گذشته تمام شده و محصول سال جدید هم نرسیده، گدابهار معروف گیلان؛ آن موقع می‌رسید. چه چیزی کمرش را شکست؟ واردات از آمریکای مرکزی. پارسال دیدم که قیمت محصول پیله کرم ابریشم بالا رفت عده‌ای دوباره شروع به کار کردند. در مورد دامداری مسوولین هنوز نتوانستند مشکل دامداری بین گیلان و آذربایجان را حل کنند. در گذشته ابتدا دام کوچک می‌رفت بعد در فاصله معینی دام بزرگ می‌رفت و زمان گرده افشانی مرتع خالی بود. اما تا در حال حاضر تا ۱۵ خرداد دام‌دار کوچک نشسته و دارم‌دار بزرگ که می‌رود دیگر مرتعی باقی نمی‌ماند و دانه‌ای باقی نمانده است. چرا انتظار داریم با چنین شرایط سیل نیاید؟ به جایی رسیده که دامدار دام دارد ولی نمی‌تواند بفروشد. گوشت کیلویی ۴۰ هزار تومان است اما از دامدار دام زنده را بیست هزار تومان نمی‌خرند.

نمی‌دانم چرا این‌قدر عاشق گردشگری شده‌ایم؟

رییس انجمن جغرافیای برنامه‌ریزی روستایی گردشگری را دوای درد گیلان ندانست و گفت: از طرفی من نمی‌دانم چرا این‌قدر عاشق گردشگری شده‌ایم؟ چه سودی برای ما دارد؟ آدام اسمیت می‌گوید اقتصاد یعنی اقتصاد نظام حیات جمعی. اقتصاد فقط اقتصاد نیست بلکه جامعه و سیاست هم هست و وقتی صحبت از گردشگری می شود باید یک پشتوانه تولید داشته باشد. گردشگری چین زمانی رشد کرد که در تولید پیشرفت کرد. اگر قرار است گردشگری کشوری را نجات دهد چرا یونان که در حاد ترین شرایط اقتصادی قرار دارد نجات نمی‌دهد؟

او ادامه داد: الان گردشگرانی که می‌آیند هتل نمی‌روند. هتل‌ها را تعطیل کرده‌اند. الان هتلی موفق است که با سازمان‌های مختلف قرار داد ببندد تا مهمان‌های سازمان یا نهاد را به آنجا ببرند. گردشگری چه سودی برای ما دارد؟

دکتر افروخته درباره کسب و کارهای خرد گفت: کسب و کارهای خرد در سطح خرد برای کشورهایی مثل هند، بنگلادش خوب است اما برای ایران خوب نیست. اخیرا کتابی با نام «خروج از فقر» ترجمه شده که بنیاد علوی هم حمایت کرده، اما شرایطی که در این کتاب مطرح می‌شود اصلا با شرایط ما نمی‌خواند.

این استاد دانشگاه خوارزمی در پایان گفت: کسب و کارهای خرد برای تخفیف درد و رنج در کوتاه‌مدت خوب است. تولید مدرن و دولت توسعه گرا چاره کار است و نباید از دولت ترسید و فکر کرد که دولت باید پاسبان شب باشد. نمی‌توانیم موقع افزایش قیمت دلار، فروش ساختمان، ماشین، گرفتن تسهیلات دولت خوب است، اما د‌ر جایی که می‌خواهد به دامداری، دانشگاه و مدارس برسد، بگوییم دولت بد است و باید کنار برود.

دکتر کیوان محمدی: تا تکلیف دیپلماسی خارجی ایران روشن نشود، توسعه اتفاق نمی‌افتد

در ادامه این نشست دکتر کیوان محمدی گفت: یکی از سیاست‌های سازمان در برگزاری جلسات این است که با چهره‌های علمی و فرهنگی که در سایر نقاط کشور فعالیت می‌کنند هم آشنا شویم. من فکر می‌کنم مشکل ما را ‌افراخته‌ها باید حل کنند. به همین دلیل هم گفت و شنود بین اساتید ایرانی و گیلانی را یکی از سیاست‌های این جلسه قرار دادیم و امیدواریم در دراز‌مدت منجر به نتیجه شود.

رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی گیلان افزود: از آن‌جایی که یکی تلقیات ما این است تا زمانی که توسعه فراگیر نشود و یک قسمت از افکار عمومی نشود و تا وقتی که توسعه مردمی نشود اتفاق نمی‌افتد، به همین دلیل خیلی علاقمندیم مباحث مربوط به توسعه ابتدا در بین کارشناسان و سازمان‌های مختلف و بعد تا قاعده هرم این بحث‌ها صورت بگیرد تا همه به وفاق نسبی برسیم.

آمایش در دولت روحانی مورد توجه قرار گرفت

او افزود: انتقاداتی در مبحث توسعه مطرح می شود و نکاتی را در نقد مفهوم توسعه ارائه می‌دهند. ما راهی جز توسعه نداریم. مشکلات این کشور بدون تفکر و توجه به توسعه و پیشرفت حل نخواهد شد.

دکتر محمدی به اهمیت مساله آمایش در دولت فعلی اشاره کرد و گفت: در دولت آقای دکتر روحانی اتفاقی که افتاد مساله آمایش را خیلی جدی گرفتند و اکنون سازمان‌های مدیریت و برنامه‌ریزی در استان‌ها و خود سازمان برنامه و بودجه کشور به عنوان مسوول توسعه کشور شدیدا از جانب رییس جمهور و مقام معظم رهبری تحت فشار هستند که به مساله توسعه بپردازند و تا هنگاهی که آمایش ملی و آمایش استان‌ها تکلیفش مشخص نشود توسعه اتفاق نخواهد افتاد.

او توسعه را مفهومی جهانی دانست و تاکید کرد: اگر توسعه را یک مفهوم جهانی در نظر بگیریم و تا در سطح جهانی تکلیف دیپلماسی ایران روشن نشود، روابط خارجی ایران مشخص نشود، توسعه اتفاق نمی‌افتد. نمی‌توانیم برای خود جزیره‌ای بسازیم زیرا اجازه نمی‌دهند. من گاهی این مثال را می‌زنم شما اگر یک گونی یا کیسه بردارید بخواهید بروید وسط بازار رشت، دستفروشی کنید به این سادگی نیست. یعنی به این راحتی نیست که کسی یک زنبیل محصول بردارد برود وسط بازار رشت و برای خودش اقتصاد ایجاد کند. آن‌هایی که دوروبر هستند، مغازه‌دارها، دستفروش های دیگر به اشکال مختلف آدم را اذیت می‌کنند.

فعلا غیر از نفت سرمایه دیگری نداریم

رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی گیلان گفت: عین همین اتفاق در ملاحظات ملی نیز وجود دارد. اینطوری نیست که به سادگی بگویید نفت ما را نمی‌خرند؟ به جهنم که نمی‌خرند! وقتی مشتری را از دست دادید، بازگرداندن همان مشتری کار راحتی نیست. اگر خوب فکر کنیم ما کشوری هستیم که به منابع نفتی وابسته هستیم. چه خوشمان بیاید چه خوشمان نیاید این نقطه ضعف ما هست اما نقطه قوت ما هم به شمار می‌رود. ما غیر از نفت سرمایه دیگری نداریم. تمام مشکلاتی که در این جلسات مطرح می‌شود را باید با همین پول نفت حل کنیم. ما درآمدی نداریم، سرمایه‌گذاری نداریم. سرمایه‌گذاری ما پول نفت است و اگر آن هم بخواهد دچار مشکل شود، قطعا مشکل بیکاری ما چند برابر خواهد شد، مشکل بیکاریَ مشکل اعتیاد ما را تشدید خواهد کرد و مشکل اعتیاد، مشکل طلاق و فحشای ما را چند برابر خواهد کرد. همه این‌ها به طور سیستماتیک با هم ارتباط دارند. این نشست‌ها حسنش این است که باعث بحث و تعامل می‌شود تا از درونش احیانا به ارائه راهکار برسیم.

او به مشکلات پیش روی سرمایه‌گذاری در استان اشاره کرد و گفت: باید به این باور برسیم مشکلات ما با سرمایه‌گذاری حل می‌شود که می‌تواند یک ریشه در داخل و یک ریشه در خارج داشته باشد. با شرایط موجود بحث بر سر سرمایه‌گذاری خارجی معقول نیست. اما در مورد سرمایه‌گذار داخلی هم اگر سیاستگزاری درستی نداشته باشیم و عرق ملی‌اش تحریک نکنیم و برایش امتیاز قایل نشویم به نتیجه نمی‌رسیم. حتی گاهی اوقات سرمایه‌گذاران داخلی امتیاز می‌خواهند که فقط احترام می‌خواهد. فقط انتظار دارند کاری به کار آن‌ها نداشته باشد. ما در همین زمینه مشکل داریم. سرمایه‌گذار می‌آید مشکل محیط زیست و منابع طبیعی پیدا می‌کند، مشکل تسهیلات پیدا می‌کند مجوزهای لازم به موقع به او داده نمی‌شود و کاری که باید طرف یکی دو هفته انجام شود یکی دوسال طول می‌کشد و در نتبجه یسرمایه‌گذار ترجیح می‌دهد برود جای دیگر سرمایه‌گذاری کند.

بدون فروش نفت نمی‌میریم، اما می‌خواهیم مردم رفاه داشته باشند

دکتر محمدی در پایان گفت: سرمایه گذار داخلی هم به دوبخش سرمایه‌گذاری دولت با پول نفت و بخش خصوصی تقسیم می‌شود. بخش خصوصی هم که اذیت می شود و بخش دولتی هم به هوا بند است و ممکن است خدا ناکرده فروش نفت با مشکل مواجه شود. آیا می میریم‌؟ خیر، نمی‌میریم. ولی ما نمی‌خواهیم فقط نفس بکشیم، بلکه می‌خواهیم مردم ما نفس بکشند و رفاه داشته باشند که برای فراهم کردن آن باید از عقل و تدبیر استفاده کنیم و به نظر من باید در‌باره آن بحث شود و در بدنه دانشگاه‌ها و سازمانها وارد شود تا به مرور عقلانیت بر رفتارهای ما حاکم وشد. عقلانیت را به هیج وجه در برابر ارش‌ها نگذارید. ادعا و اعتقاد ما این است همه ما در کنار هم محیطی ایجاد کنیم که ایرانی آبادتر، آزادتر و با رفاه بیشتر برای جامعه فراهم کنیم‌.