[su_frame align=”center”]photo_۲۰۱۷-۰۸-۱۸_۲۳-۴۲-۳۰[/su_frame]

رشت رویایی، محمد غلامی پور- تیم فوتبال سپیدرود نخستین سه امتیاز لیگ برتری خود را در روزی مقابل تیم پیکان کسب کرد که هواداران این تیم به دلیل خداحافظی غریبانه کاپیتان سپیدرود سرمربی تیمشان را هو کردند.
در ایستگاه چهارم لیگ برتر، سهیل حق شناس بی آنکه دقایقی کوتاه وارد زمین شود به شکلی غریبانه چهارگوشه زمین را بوسید در حالی هواداران سپیدرود به عضدی آمده بودند تا در مراسم خداحافظی سهیل حق شناس، کاپیتان با سابقه تیمشان را به شکلی با شکوه بدرقه کنند.
خداحافظی کاپیتان سپیدرودی‌ها بیش از هر چیز خاطره خداحافظی کاپیتان رمی‌ها را برای همگان زنده کرد. فرانچسکو توتی در حالی در تاریخ ۲۸ مه ۲۰۱۷ در بازی مقابل باشگاه فوتبال جنوا رسماً از دنیای فوتبال خداحافظی کرد که ده ها هزار هوادار در ورزشگاه المپیک رم بیش از یک ساعت به احترام او با چشمان گریان ایستادند و او را تشویق کردند. مراسم خداحافظی توتی یکی از به یادماندنی ترین قاب های تاریخ فوتبال دنیا بود که لبخند و گریه توامان میلیون‌ها طرفدار فوتبال را به همراه داشت.
هرچند نه حق شناس توتی است نه رشت، رم. اما دهه‌ها باید بگذرد تا بازیکن وفاداری مثل حق شناس برای سپیدرود پیدا شود همانطور که بعید است رم بازیکن وفاداری مثل توتی پیدا کند.
سهیل حق شناس فوتبال خود را از دخانیات گیلان آغاز کرد اما درخشش در دخانیات باعث شد سال ۸۰ به عنوان سهمیه امید تیم سپیدرود به این تیم ملحق شود. او طی این شانزده سال به جز یک سالی که به عنوان بازیکن قرضی به پگاه رفت و یک نیم فصل در برق شیراز و شهرداری یاسوج توپ زد، تمام سالهای فوتبالش را در سپیدرود بود. زمانی که او در اوج دوران فوتبالش بود، سپیدرود حال و روز خوشی نداشت اما در حالیکه او پیشنهادهای خوبی داشت در تیم شهر خود ماند و به یکی از ارکان اصلی اوج گرفتن دوباره سپیدرود تبدیل شد و با گل زنی‌های پی در پی باعث شد رشتی‌ها پس از سالها به لیگ یک و در پی آن به لیگ برتر صعود کنند. حق شناس طی این سالها ۲۱۸ بار با لباس سپیدرود به میدان رفت و ۶۲ بار موفق شد برای ارتش سرخ گیلان گل زنی کند.
او یکی از محبوب‌ترین و وفادارترین بازیکنان تاریخ سپیدرود بود که هواداران او را سهیل آقای گل صدا می‌زدند. بازیکن خوش اخلاق و آرامی که ارتباط خوبی با بازیکنان تیم و سکوهای عضدی داشت و اگر حضور مثمر ثمر او نبود شاید این تیم خیلی پیش تر به دلیل مشکلات سنگین مالی از هم بپاشید.
کاپیتان رشتی‌ها چهارده سال تلاش کرد و زحمت کشید تا شاهد حضور سپیدرود در لیگ برتر باشد اما این حضور در لیگ برتر وقتی بود که دیگر سن او برای بازی در لیگ برتر بالا رفته بود. اما این موضوع باعث نشد که باشگاه با کاپیتان محبوب خود در فصل جدید قرارداد نبندد. حق شناس در همین سه هفته ابتدایی توانست تک گل لیگ برتری خود را از روی نقطه پنالتی به ثمر برساند. هرچند او می‌توانست در روز خداحافظی‌اش هم با گل از عضدی خداحافظی کند اما ترس سرمربی برای از دست دادن نتیجه باعث شد عماد میرجوان پنالتی سپیدرود را خراب کند و سپیدرودی‌ها تا آخرین ثانیه‌های بازی با استرس بازی را دنبال کنند.
خراب کردن پنالتی توسط میرجوان تاثیر حق شناس و تجربه بالا و تزریق آرامش به تیم را نشان داد. سپیدرود فصل پیش بازی‌های زیادی را با پنالتی‌های حق شناس پیروز شد تا او یکی از بازیکنان تاثیرگذار در صعود سپیدرود به لیگ برتر باشد. اما محافظه‌کاری بیش از حد نظرمحمدی در این فصل باعث شد کمتر فرصت بازی به او برسد. همین محافظه‌کاری و ترس زیاد عامل از دست رفتن نتایج در سه هفته ابتدایی لیگ بود؛ ترس بالای سرمربی برای از دست دادن نتیجه که مشخصا به تیم منتقل شد، باعث شد در بازی با نفت تهران و گسترش فوتبال نتیجه از دست برود. عاملی که در هفته چهارم در مقابل پیکان هم مشهود بود و می‌شد با یک اتفاق نتیجه دیگری رقم بخورد اما اینبار شانس با نظرمحمدی همراه بود تا با تک گل ابتدایی بازی اولین سه امتیاز خود را بدست آورد. اما اولین سه امتیاز رشتی‌ها با عصبانیت هواداران سپیدرود برای بازی ندادن به کاپیتان سهیل همراه شد.
البته شاید بتوان به نظرمحمدی به دلیل فشارهای زیادی که طی این چهار هفته متحمل شد و دو تعویض اجباری در بازی مقابل پیکان، حداقل حقی قائل بود اما از تقصیر هیات فوتبال و اداره ورزش و جوانان نمی‌شود گذشت که کوچک‌ترین تمهیدی برای خداحافظی محبوب‌ترین بازیکن رشتی‌ها پیش بینی نکرده بودند تا این بازیکن به شکلی غریبانه در ورزشگاه نیمه کاره عضدی برای همیشه با دنیای فوتبال خداحافظی کند.
البته برای هیچکس چنین مسائلی غیرطبیعی و غیرقابل باور نبود و قطعاً کسی انتظار نداشت که برای حق شناس هم مراسمی به باشکوهی مراسم خداحافظی توتی برگزار شود اما این انتظار می‌رفت که به پاس زحمات و وفاداری این بازیکن حداقل تقدیر و مراسم کوچکی برایش پیش‌بینی می‌شد. هرچند این بی‌فکری‌ و سوءمدیریت‌ها امری غریب در گیلان نیست اما این حجم از بی‌توجهی نسبت به خواست و دغدغه شهروندان موضوعی است که کم‌کم دارد از توان و حوصله شهروندان خارج می‌شود.
هرچند از مدیرکل اداره ورزش و جوانان و هیئت فوتبال انتظاری جز اظهارنظرهای سیاسی و مناقشات چپ و راست نیست و برای تیمی که نه ورزشگاه درست دارد نه مالکیتش مشخص است نه درآمدی دارد، قدردانی از کاپیتان با سابقه تیم انتظاری محال است. اما از شورای پنجم شهر رشت که یک هفته دیگر پارلمان شهری را دست می‌گیرند و از شهرداری رشت که همیشه حامی و تکیه‌گاه این تیم بود، می‌شود این انتظار را داشت که برای کاپیتان شهر باران مراسم با شکوهی در پیاده‌راه شهرداری برگزار کند که خاطره این خداحافظی در ذهن تاریخ فوتبال کشور بماند و به این شکل فرهنگ رشت و مردم گیلان الگو و سرمشق شهرهای دیگر شود.