[su_frame align=”left”]نمایش فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» در پیاده‌راه فرهنگی رشت - ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ - محمدعلی ثابت‌قدم[/su_frame]

رشت رویایی- تیم سپیدرود در آخرین بازی فصل گذشته که منجر به صعود این تیم به لیگ برتر شد در حالی به میدان رفت که بسیاری از مسئولین شهر و استان و اعضای شورا در ورزشگاه حضور داشتند. اما هفته گذشته سپیدرود در اولین بازی لیگ برتری خود درحالی به میدان رفت که جز دکتر ثابت قدم، شهردار سابق رشت، چهره آشنایی دیگری در عضدی دیده نشد. از این نکته به نظر می‌رسد مسئولین چندان علاقه‌ای به حضور در بین مردم ندارند مگر آنکه حس کنند در یک رویداد بزرگ جایشان توی قاب دوربین عکاسان خالی است.
تیم فوتبال سپیدرود در نخستین بازی لیگ برتری خود که بزرگ ترین اتفاق ورزشی رشت طی سی سال گذشته محسوب می‌شد، غریب‌تر از گذشته در ورزشگاه عضدی به میدان رفت در حالیکه فقط و فقط شهردار سابق رشت از نزدیک شاهد این بازی بود. البته او اکثر بازی‌های خانگی سپیدرود را در فصل پیش از ورزشگاه تماشا می‌کرد. روزی که سپیدرود صعود کرد، بسیاری شهردار رشت را به یاد می‌آورند که در خیابان‌های اطراف عضدی میان مردم قدم می‌زد و شهروندان به او تبریک می‌گفتند در حالیکه همان لحظه محافظان مدیران دیگر از ماشین ها پیاده شده و راه را باز می‌کردند تا ماشین‌های شیشه دودی مسئولین از میان مردم به سرعت دور شوند.
در گذشته شهروندان زیادی نبودند که بدانند شهردار شهرشان چه نام دارد یا هنوز بسیاری اسامی اعضای شورا را نمی‌دانند. اما اغراق نیست اگر بگوییم شهروندی در رشت باشد که ثابت‌قدم را نشناسد. اینکه بسیاری در رشت ثابت قدم را به خوبی می‌شناختند و تا این حد مورد توجهات مثبت و منفی مردم بود، بی دلیل نمی‌تواند باشد. چراکه او جز حضور در افتتاحیه‌های مکرر، ارتباط معقولی با جامعه داشت. به طور مثال بارها می‌شد او را در حال قدم زدن در پیاده‌راه دید. یا وقتی او را به جلسه‌ای عمومی دعوت می‌کردند، حتی اگر جلسه‌ای انتقادی از عملکرد شهرداری بود، سعی می‌کرد در این جلسات شرکت کند و به سوالات و ابهامات شهروندان پاسخ دهد. دقیقاً نکته‌ای که درباره مرحوم مهندس قهرمانی هم صدق می‌کند. کارنامه مهندس قهرمانی نشان می‌دهد که او بهترین استاندار گیلان نبود اما به دلیل نوع رابطه‌اش در جامعه، تمام گیلانی‌ها او را به عنوان بهترین استاندار پس از انقلاب گیلان می‌شناسند.
درست است که مسئولین هم بخشی از ما مردم محسوب می‌شوند و از مریخ نیامده اند اما گاهی این تصور به وجود می‌آید بعد از اینکه این افراد به پشت میز می‌رسند به مریخ می‌روند و از دسترس مردم خارج می‌شوند. آنچه بیش از هر چیز مردم را این روزها می‌رنجاند، ساعت‌ها نشستن در اتاق انتظار برای چند لحظه دیدار با یک مدیر است. در حالیکه اساساً آنها به عنوان مدیر انتخاب می‌شوند تا کار مردم را راه بیاندازند نه اینکه از مردم فاصله بگیرند.
وقتی به رفتار مدیران ما به خصوص مدیران گیلانی نگاه می‌اندازیم، این تصور به ذهن متبادر می‌شود که انگار مدیران عزیز از مردم می‌ترسند. به طور مثال تصور این صحنه حتی ناممکن است که مدیران یا سیاست‌گذاران شهری را در حال قدم زدن در شهر ببینید. امکان ندارد آنها کنار مردم راه بروند و مسائل و مشکلات را از نزدیک مشاهده کنند. آنها وقتی مدیر می‌شوند، جامعه برای آنها خالی از مفهوم می‌شود و پدیده‌ی میز، آنها را به سمت برج عاج نشینی تبعید می‌کند. به شکلی که ممکن است این گسست از جامعه آنها را از شناخت صحیح جامعه منحرف کند.
متاسفانه این معضل برج عاج نشینی و غیر قابل دسترس بودن مسئولین دارد تبدیل به یک فرهنگ می‌شود. فرهنگی که حتی در بین اعضای شوراها هم رواج پیدا کرده و متاسفانه شوراها هم پس از ورود به پارلمان شهری با جامعه دچار گسست می‌شوند و همان انتظار کشیدن‌های طولانی پشت درهای بسته نیز در مورد آنها هم صدق می‌کند.
سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان و مسئولین شهری زمانی قادر خواهند بود برای اجتماعات انسانی تصمیم‌گیری کنند که از جامعه و دغدغه‌های مردم شناخت درست داشته باشند. به عبارت دیگر انسان و اجتماعات انسانی (مثل شهرها) وقتی می‌تواند محور برنامه ریزی قرار بگیرند که شناخت دقیق و صحیح از آن وجود داشته باشد. اما بدون ارتباط و حضور در جامعه، برنامه‌ریزان در دستگاهای اجرایی مختلف قادر نخواهند بود تصمیمات درستی بگیرند و به اهداف توسعه شهر دست یابند. در حالیکه به نظر می‌رسد این ارتباط دو سویه بین مسئولین و جامعه ما به خصوص در گیلان بیش از حد کمرنگ است.

این مسئله در مورد شوراها بیشتر احساس می‌شود. مشروعیت و مقبولیت شوراها از مردم کسب می‌شود و اعضای شورا باید یک ارتباط اجتماعی مناسب با مردم در طول دوره چهار ساله داشته باشند نه اینکه به برج عاج‌نشینی روی بیاورند به نوعی تبدیل به دولتی مستقل از جنس محلی شوند. تنها نهاد مدنی‌ای که امکان مشارکت عموم مردم را در اداره ی امور جامعه دارد، شوراها هستند و اهمیت این نهاد اجتماعی در توزیع قدرت به لایه‌های زیرین جامعه مشخص می‌شود که در بیشتر مواقع مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. به همین دلیل عجیب نیست که بسیاری از تصمیمات و سیاست‌گذاری‌ها از آنچه سلیقه و خواست عمومی است، فاصله دارد.