مختار جباری

براى رشت

پیاده-راه رشت رویایی، دکتر مختار جباری- ١٢ دى روز رشت است ، سال گذشته شهردارى رشت در پیاده راه شهردارى برنامه هاى متنوعى را تدارک دید که مردم از این جشن استقبال کردند اما این جشن و شادى دیرى نپایید که در فضاى غبارآلود به پا شده تبدیل به سوژه خبرى تلویزیون هاى ماهواره اى شد و بعد بازداشت یکى از مدیران شهردارى و… چرا ؟
در طول قریب به سى سالى که به شکل هاى مختلف درگیر حوزه هاى مختلف مدیریتى در استان بوده ام به صورت مختلف این سوال برایم مطرح بود چرا شهر من و استان من ، علیرغم برخوردار بودن از همه عوامل و متغیرهاى محرک توسعه اما متاسفانه نسبت به استان هاى هم طراز خود از شاخص هاى مناسب توسعه اى برخوردار نیست ؟! براى پاسخ به این سوال چند فرض مورد اجماع را عرض می کنم.

١- بنا به گزارش هاى تطبیقى شاخص هاى توسعه استان ها که از سال ١٣۵۵ تا پس از انقلاب را مورد بررسى قرار داده، استان گیلان که در سال ١٣۵۵ جزو پنج استان اول برخوردار از شاخص هاى مناسب توسعه بوده در روند تنزلى در دهه ۶٠ و٧٠ و٨٠ به رتبه هاى نهم و پانزدهم و بیست و یکم سقوط کرد.

٢ – استان گیلان از حداکثر عوامل توسعه زا برخوردار بوده است. عواملى چون منابع انسانى که در بین استانها گیلان در سطح ملى و جهانى نخبگان فراوانى را دارد و همواره ما گیلانیان در بین همه استانها از این حیث به خود افتخار می کنیم، به لحاظ منابع اقلیمى و جغرافیایى، گیلان بهترین مختصات جغرافیایى محرک توسعه را دارد.

هم مرزى استان در دریاى خزر با کشورهاى حاشیه خزر که از جمعیت بیش از چهارصد میلیونى برخوردارند که این کشورها در یک دهه گذشته رشد اقتصادى بسیارى خوبى را طى کرده اند و اتصال اقتصاد گیلان به این حوزه بر خوردار از جمعیت چهارصد میلیونى می توانست به تنهایى عامل موثر و پایدار توسعه براى گیلان باشد.

٣- به لحاظ عقبه تاریخى استان گیلان در طول بیش از یکصد سال گذشته در تحولات مدرن شدن، از استانهاى پیشگام و پیشتاز کشور بوده است. کسانى تحولات یکصدسال گذشته را مطالعه می کنند همواره اسم رشت و گیلان در کنار تهران و تبریز بوده است و در بعضى از حوزه هاى فرهنگى و از تهران و تبریز چندین گام جلوتر قرار داشت.

حال سوال این است چرا یک شهر و یک استان علیرغم برخورداى از این عوامل درونى توسعه زا (تاریخى، اقلیمى و جعرافیایى، انسانى) اما همچنان در دهه هاى گذشته نوعى پسرفت در شاخص هاى توسعه داشته است؟! براى پاسخ به این سوال باید تحولات پیش آمده پس از انقلاب را به نوعى مقوله بندى کرد:

١- گیلان به واسطه فعالیت و حضور نیروهاى سیاسى چپ در استان تقریباً در کل کشور از مرکزیت و مرجعیتى براى این نیروها برخوردار بود، نیروهاى چپ از پیکار و چریکهاى فدایى تا حزب توده همه وهمه از نیروهاى موثر سیاسى در استان بودند، این نیروها علیرغم دل نگرانىها و دغدغه هاى اندیشه اى در حوزه عدالت اجتماعى اما نوعى بداندیشى و سخت رفتارى را در مقابله با سرمایه و سرمایه دارى ایجاد کردند و بواسطه همین بداندیشى، گیلان و گیلانیان وارث این اندیشه براى سالهاى طولانى شدند و در بستر این میراث قطعاً نمی شد بستر سرمایه گذارى فراهم گردد.

٢- پس از انقلاب انقلابیون مذهبى در مصادر حکومتى قرار گرفتند، این انقلابیون مذهبى حافظه تاریخىشان از گیلان این گونه شکل گرفته بود که استانى زیبا و سرسبز که حتماً این سرسبزى در دل خود کمتر مساله داشتن را نیز دارد و البته ناگفته نماند به زعم همین انقلابیون سالهاى قبل از انقلاب هم در این سرسبزى و دریا وفسق و فجور هم بوده و شاید هم اندکى از سهم نامهربانى در آن سال هاى اولیه به این عامل نیز برمى گشت!

٣- در دهه هفتاد که چرخ توسعه بواسطه پایان جنگ راه افتاده بود استان گیلان باز از این چرخ عقب ماند! در این دهه گیلان سهمى در مدیریت عالى کشور نداشت. اکثر مدیران عالى کشور بخصوص در حوزه هاى اقتصادى و برنامه ریزى در اختیار اصفهانى ها و تهرانى ها و ترک ها بود. تعبیرى مرحوم احسانبخش در آن سالها داشت که جالب بود. ایشان می گفتند اگر ما در سازمان برنامه بودجه کشور یه روغنى گیلانى (کنایه به نام رییس سازمان برنامه و بودجه وقت آقاى روغنى زنجانى) داشتیم الان بجاى اتوبان قزوین-زنجان باید اتوبان قزوین-رشت راه مى افتاد!

مشاورعالی شهردار رشت

نظرات

اولین دیدگاه این مطلب را ثبت کنید

آگاه‌سازی از
680

wpDiscuz