[su_frame align=”center”]33345[/su_frame]

رشت رویایی- هرچقدر هم اداره گردشگری استان سالانه طوماری از آمارهای متعدد رو کند و مدعی شود که گیلان و مرکزیت استان رتبه اول گردشگری در کشور را کسب کرده است اما واقعیتِ کتمان نشدنی این است که رشت حتی جزو ده اولویت اول گردشگران داخلی هم نیست. برای شهری که ادعای گردشگری دارد و استراتژی توسعه اش بر مبنای گردشگری طراحی شده این واقعیت یک نکته ناامیدکننده و قابل تامل است.
سالهاست که رشت در ایام تعطیل و پیک گردشگری شاهد شلوغی‌های سرسام‌آور و هجوم مسافران و ازدحام ماشین‌های متعدد است. ماشین‌هایی که تعدادشان مبنای سنجش کیفیت و کمیت گردشگری استان قرار می‌گیرد. اما سوال اساسی اینجاست که آورده‌ی این حجم از مسافر بجز شلوغی و زباله برای ما چیست؟
زمانی گردشگری به مطلوبیت می‌رسد و یک شهر می‌تواند مدعی قطبِ گردشگری باشد که حاصل از آن خروجی اقتصادی باشد. جا دارد از خود بپرسیم تفاوت اقتصاد رشت در بود و نبود این مسافران چیست و چقدر بر زندگی شهروندان تاثیر دارد. واقعیت این است که باید گفت هیچ.
چراکه جنس مسافران رشت از جنس گردشگران هدفمند نیست و رشت نتوانسته خود را به عنوان یک مقصد پر جاذبه برای گردشگری هدفمند تعریف کند. از سوی دیگر سهم عمده ای ازین ماشین ها، مسافران گذری هستند که برای رسیدن به مقصدی مثل مشهد یا مازندران از رشت میگذرند. بنابراین رشت تنها حکم یک راه عبوری دارد برای سهم قابل توجهی از این مسافران. مسافرانی که نه تنها هیچ سودی برای شهر ندارد بلکه هزینه هایی هم به شهر تحمیل می کنند.
مسافران عبوری آنقدرها که تصور می‌شود خالی از برکت نیستند. اما مسئله این است که چطور می‌شود آنها را نمک‌گیر کرد و این ذهنیت را در آنان ایجاد کرد که هیچ جایی بهتر از رشت نیست و بهتر است همین جا توقف کنند. این مسافران از هر سمتی که وارد شهر شوند، مسیری را داخل رشت طی می‌کنند و از سمت دیگر شهر خارج می‌شوند.

[su_frame align=”left”]32[/su_frame]

بنابراین هر مسافر با یک ورودی و یک خروجی روبرو است. قطعا یک ورودی شیک با جلوه های بصری زیبا و تمیز به لحاظ روانی تاثیر زیادی روی مسافر خواهد گذاشت و ذهنیتی مثبت و باوری دائمی به او القاء خواهد کرد. بنابراین یک شهر گردشگری مستلزم این است که ابتدایی ترین و انتهایی ترین نقطه شهرش، دارای شهریت و عناصر مطلوب بصری باشد. قطعا برآیند شهری که از گلسار تا خیابان لاهیجان تفاوت دارد، نمی‌تواند در مختصات گردشگری به توسعه ختم شود. زیرا شهر نیازمند یک توسعه متوازن است و توسعه نامتوازن در نهایت خود به مانع توسعه تبدیل می شود.
رشت طی دهه‌های اخیر به دلیل حجم زیاد مهاجرت از شهرها و روستاهای اطراف با پدیده ای به نام حاشیه‌نشینی مواجه شده که متاسفانه این معضل کمتر مورد توجه برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران شهری قرار داشته است. حاشیه‌نشینی نه تنها به لحاظ عناصر نامطلوب کالبدی و غیر کالبدی تاثیرات منفی زیادی بر ورودی‌های رشت برجا گذاشته بلکه محل تجمیع مشاغل مختلفی شد که تناسبی با ویژگی‌ها و خصوصیات شهری ندارند. با توجه به اینکه ورودی‌ها به عنوان ویترین شهرها عمل می‌کنند و چکیده‌ای از هویت فرهنگی و تاریخی آنها هستند، رشت به دلیل ظهور حاشیه نشینی و غفلت از این پدیده یکی از مهمترین عناصر هویتی تاثیرگذار خود را از دست داده است. و اینگونه ورودی‌هایش به مکانی با سیمای نامناسب و آلودگی‌های بصری فراوان و نامرتب تبدیل شده که قطعا برای مسافران که هیچ برای شهروندانش هم آزاردهنده است. درحالیکه توجه به امر مبادی ورودی و زیباسازی آن می‌تواند جلوی رشد حاشیه نشینی را بگیرد و عملا موجب ساماندهی مشاغل مزاحم شود.
رشت به عنوان یک شهر گردشگری نیاز دارد که از هر سو دارای شاخصه‌ها و ویژگی‌های یک شهر گردشگرپذیر باشد؛ نه اینکه ورودی‌های شهر هیچ شباهت و رنگ و بویی از رشت نداشته باشند. حال باید منتظر ماند و دید وعده‌هایی که در شورای چهارم رنگ حقیقت به خود نگرفت چقدر از سوی شورای پنجم دنبال می‌شود.
البته محمدعلی ثابت قدم شهردار سابق رشت با درک اهمیت بالای زیباسازی مبادی ورودی شهر، به زیرسازی و توسعه زیرساخت‌های لازم مثل لوله گذاری و انجام زیباسازی یکی از ورودی‌های شهر رشت از سمت جاده تهران کرد و با ایجاد فضای سبز، پیست دوچرخه، مبلمان شهری و نورپردازی سیمای متفاوتی به این بخش از شهر داد. شهردار سابق برنامه زیباسازی یکی دیگر از مبادی ورودی را در دست داشت که عمر مدیریتی او کفاف این کار را نداد. اگرچه همین اقدام او در ورودی جاده تهران با مخالفت‌های زیاد اعضای شورا روبرو شد. به عنوان نمونه رفیعی نوده در مخالفت با این اقدام شهرداری در اظهاراتی عجیب گفت: «‌ما دیده ایم که ورودی شهرها را درست می‌کنند اما هیج کجای دنیا خروجی شهرها را درست نمی‌کند درحالی که هنوز ورودی را درست نکرده است».