رشت رویایی، محمدکاظم شکوهی‌راد- جناب آقای سالاری، در سال ۱۳۸۴ یکی از اسلاف جنابعالی که آدم بزرگوار و عزیزی بود و مدتی کوتاه مسوولیت استانداری را داشت از بنده حقیر سوال کرد: «اگر استاندار بودی، چه می‌کردی؟»
معلوم است که این سوال را از این باب مطرح نکرد که من می‌دانستم که استاندار چه باید بکند و او نمی‌دانست، نه بلکه مسلم است که او هم سواد و معلومات و موقعیت بالاتر و فراتر داشت هم تجربه و دانش و آگاهی از مسایل استان، بلکه می‌خواست بداند فردی که سه دهه در وزارت کشور کار کرده و محضر و کار ۱۴ استاندار را درک کرده است برای مسوولیت خطیر استانداری چگونه فکر می‌کند!
بنده در پاسخ به آن بزرگوار پس از تعارفات و بیان این حقیقت که این مشاغل مهم و بزرگ را امثال شما را سزاست! گفتم: ولایت بر یک منطقه مانند استان آن هم استانی مانند گیلان که از شرایط و فرهنگ و برجستگی‌های خاص و مردم بافرهنگ و تحصیل‌کرده برخوردار است حتما بزرگی‌هایی می‌خواهد که با این اسباب فراهم نشود و نباید بر این جایگاه تکیه زد.
الغرض وصیت من به آن بزرگوار این بود که:
۱ – سعی کن مجری و پیش برنده امین و خوب سیاست‌های دولت متبوع خود باشی.
۲ – خود را استاندار همه‌ی مردم، متعهد همه‌ی مردم استان از همه‌ی گروه‌ها و قشرهای مختلف بدان، نه خدای نکرده استاندار فرد خاص، یا گروه خاص یا جریان خاص – چه در کسوت نماینده مجلس یا صاحب نفوذ روحانی یا صاحب قدرت اقتصادی و منزلت اجتماعی.
۳ – وقت خود را صرف تشریفات و دیدارها و بازدیدها و مراسم‌های معمول و بی‌نتیجه نکن و این امور را به مدیریت‌های بدنه بسپار و خود تلاش‌های خویش را متمرکز به انجام برنامه‌های عمرانی و رفع مشکلات اساسی استان بنما.
۴ – دیدار با مردم، خانواده شهدا و شهرستان‌ها حتما واجد ارزش است اما فقط بخشی از وقت می‌تواند مصروف چنین اموری بشود.
با عرض معذرت، استاندار به قول ما عوام بی‌سواد، ژوکر نیست که همه‌جا سخنرانی و حضور داشته باشد و این امر را در ردیف کارهای اساسی خود بداند، آن وقت او مشغول چنین تشریفات و اموری باشد اما زیر چشم‌اش و در نزدیک‌ترین حوزه مدیریتی خود خبر نداشته باشد که چه سوء جریان‌هایی شکل می‌گیرد.
اگر استاندار حوزه مدیریت خود را فقط واگذار کند و بی‌خیال درگیر خوش‌آمدگویی‌های سوء استفاده کنندگان و افراد زرنگ باشد بر او همان خواهد رفت که متاسفانه اکنون شاهدیم که نزدیک‌ترین مدیران نیز در معرض سوء‌ظن و اتهام برای سوء استفاده قرار گرفته‌اند.
۵ – ماموریت استاندار هم مثل هر ماموریت دیگری موقت است و بعد از چهار سال و پنج‌سال تمام می‌شود. در پایان ماموریت از استاندار سوال نمی‌شود با چند نفر ملاقات کردی، چند سخنرانی ایراد فرمودی! یا چندبار در جلسات تکراری بی‌خاصیت شرکت کردی، می‌گویند «جناب آقای استاندار چهار سال در این استان بودی، بفرمایید چه پروژه‌ها و طرح‌های عمرانی یا مسایل اجتماعی و اقتصادی یا شاخص‌های آماری و در دسترس به سامان رساندی و چه چیز به استان دادی که اگر شما نبودید، استان به آن دست نمی‌یافت؟
حالا این سخنانی که بنده ناچیز به آن بزرگوار سلف جنابعالی عرض کردم می‌تواند در همه‌ی مقاطع و برای همه‌ی مدیران تکرار بشود طبعا هر مدیری براساس اندیشه و تجربه و صداقت‌اش مسیر خود را معین می‌کند، اما امید است جنابعالی در مسیر خوب و موثر و بابرکت و خیر برای استان حرکت کنید و کارنامه قابل دفاعی انشاالله در پایان ماموریت داشته باشید.
به‌هرحال وصیت این بنده که از نظر سن و تجربه جایگاه پدر جنابعالی را دارم این است که:
ره چنان رو که رهروان رفتند